همه چیز درباره مفهوم ضرب‌المثل «دندان طمع کَندن»

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” از بی کفنی زنده ایم “ را مطالعه کنید.

برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” دستش نمک نداره “ را مطالعه کنید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” از این شاخه به آن شاخه پریدن “ را بخوانید.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” شتر مرد و حاجی خلاص “ مراجعه کنید.

این ضرب‌المثل موقعی به کار می‌رود که کسی از آرزو یا خواسته بزرگی که داشته، دست برمی‌دارد و دیگر به آن فکر نمی‌کند. در واقع، زمانی که شخصی امیدش را از رسیدن به چیزی از دست می‌دهد و قید آن را می‌زند، می‌گویند «دندان طمعش را کَند».

**ریشه و داستان این ضرب‌المثل:**

در گذشته، باوری قدیمی وجود داشت که اگر کسی دندانِ فردی را که تازه فوت شده بکند و نزد خود نگه دارد، آن دندان باعث می‌شود آرزوهایش برآورده شود و به خواسته‌هایش برسد. به همین خاطر، بعضی افراد به قبرستان می‌رفتند و این کار را انجام می‌دادند. اما وقتی پس از مدتی می‌دیدند که هیچ یک از آرزوهایشان برآورده نشده، ناامید می‌شدند و آن دندان را دور می‌انداختند. با این کار، در واقع از آرزو و طمع خود دست می‌کشیدند. از اینجا بود که این جمله معروف شد.

**معنای امروزی:**

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” دعوا سر لحاف ملا بود “ بیابید.

امروزه از این ضرب‌المثل برای زمانی استفاده می‌کنیم که شخصی به دنبال چیزی باشد که رسیدن به آن بسیار سخت یا غیرممکن است. پس از مدتی، وقتی او می‌فهمد که هیچ راهی برای موفقیت وجود ندارد، ناامید شده و از آن هدف صرف‌نظر می‌کند. در این شرایط می‌گوییم که او «دندان طمعش را از آن خواسته کَنده است».

**مثال برای درک بهتر:**

برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” اگر علی ساربونه می دونه شترو کجا بخوابونه “ مراجعه کنید.

فرض کنید شخصی می‌خواهد در یک شرکت بسیار معروف و بزرگ مشغول به کار شود، اما می‌دند که شانس او برای پذیرش بسیار کم است. پس از چندین بار تلاش و دریافت پاسخ منفی، بالاخره تسلیم می‌شود و دیگر برای آن شرکت درخواست کار نمی‌فرستد. در این حالت، دوستانش ممکن است بگویند: «بالاخره از آن شرکت معروف دندان طمعش را کَند.»

برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” سیب پای درختش می افتد “ سری سر بزنید.

این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که گاهی لازم است برای حفظ آرامش خود، از بعضی آرزوهای دست‌نیافتنی بگذریم و به واقعیت‌ها توجه کنیم.

اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” از دل برود هر آنکه از دیده برفت “ به شما کمک خواهد کرد.

مقاله معنی ضرب المثل ” چاقو دسته خودش را نمی برد “ حاوی اطلاعات جامعی است.

ضرب المثل دندان طمع را کندن

در این مطلب، با هم به سراغ یکی از ضرب‌المثل‌های معروف ایرانی به نام ”دندان طمع را کندن“ می‌رویم که در کتاب فارسی کلاس پنجم نیز آمده است. در ادامه، مفهوم و داستان پشت این مثل را به زبانی ساده مرور خواهیم کرد.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” دو پا داشت دو پای دیگر هم قرض کرد “ مراجعه کنید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند “.

مقاله معنی ضرب المثل ” تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر “ حاوی اطلاعات جامعی است.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” چوبکاری نفرمایید “ پیدا کنید.

توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه می برد “ ادامه دهید.

معنی ضرب المثل دندان طمع را کندن

دندان طمع کندن یعنی چه؟

این ضرب‌المثل سه معنی اصلی دارد:

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است “ را بخوانید.

۱. یعنی دست از آرزوی چیزی کشیدن و دیگر به آن امیدوار نبودن.
۲. یعنی وابستگی شدید به چیزی را کنار گذاشتن و از آن دل کندن.
۳. خود کلمه “طمع” به معنای حرص زدن، چشم‌داشتن به چیزی یا پول‌دوستی است. پس “دندان طمع کندن” یعنی دست از حرص و زیاده‌خواهی برداشتن.

چه وقت از این ضرب‌المثل استفاده می‌کنیم؟

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” بی گدار به آب زدن “.

برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” بگیر ببند بده دست پهلوون “ مراجعه کنید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” دانا هم داند و هم پرسد، نادان نداند و نپرسد “.

وقتی کسی در شرایطی قرار می‌گیرد که می‌خواهد با ولع و حریصانه، پول یا چیزهای دیگر را جمع کند و به مقدار کم راضی نیست. در این موقعیت، استفاده از این ضرب‌المثل مثل یک هشدار و یادآوری به اوست که از این کار دست بکشد و خودش را در دام حرص و طمع گرفتار نکند.

داستان ضرب المثل

پادشاهی بر سرزمین بزرگی فرمانروایی می‌کرد، اما با این حال، همیشه در زندگی خود احساس نارضایتی می‌کرد و دلیل اصلی این ناخرسندی را نمی‌دانست. یک روز، وقتی پادشاه درون کاخ در حال قدم زدن بود، از کنار آشپزخانه رد شد و صدای آواز شادی را شنید. با دنبال کردن صدا، به آشپزی برخورد که چهره‌اش از خوشحالی می‌درخشید.

پادشاه تعجب کرد و از او پرسید: «چرا این قدر خوشحالی؟»
آشپز پاسخ داد: «اعلیحضرت، من یک آشپز ساده‌ام. فقط سعی می‌کنم همسر و فرزندانم را خوشحال کنم. ما یک کلبه حصیری داریم و به اندازهٔ کافی غذا و لباس. به همین دلیل، راضی و خوشحالم.»

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه دو ضرب المثل در کتاب فارسی سال های گذشته.

اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” پا را از گلیم خود درازتر کردن “ به شما کمک خواهد کرد.

پس از شنیدن حرف‌های آشپز، پادشاه موضوع را با وزیر خود در میان گذاشت. وزیر گفت: «قربان، این آشپز هنوز به گروه ۹۹ نپیوسته. اگر عضو این گروه نشود، یعنی واقعاً آدم خوشبختی است.» پادشاه با تعجب پرسید: «گروه ۹۹ چیست؟»

وزیر جواب داد: «برای فهمیدن گروه ۹۹، کافی است دستوری بدهید تا یک کیسه محتوی ۹۹ سکهٔ طلا را جلوی در خانهٔ آشپز بگذارید. آن وقت خودتان خواهید دید که گروه ۹۹ چه مفهومی دارد.»

پادشاه دستور داد و کیسهٔ سکه‌ها را شبانه نزدیک در خانهٔ آشپز قرار دادند. وقتی آشپز به خانه برگشت و کیسه را دید، با کنجکاوی آن را به داخل برد و باز کرد. از دیدن سکه‌های طلا اول شوکه شد و بعد از شدت خوشحالی بی‌تاب گشت. سکه‌ها را روی میز ریخت و شروع به شمردن کرد. تعداد ۹۹ تا بود. با خودش فکر کرد: «چرا صد سکه نیست؟ یکیش کم است!» دوباره و دوباره شمرد، اما باز هم ۹۹ سکه بود.

او آن قدر به دنبال سکهٔ صدم گشت که از پا افتاد و ناامید شد. بعد تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا بتواند یک سکهٔ دیگر هم به دست آورد و دارایی‌اش را به صد سکه برساند. فردا، تا دیروقت کار کرد و صبح، دیر از خواب بیدار شد. حتی از همسر و فرزندش هم به خاطر دیر بیدار کردنش گله کرد.

از آن روز به بعد، دیگر آن آوازهای شاد از او شنیده نمی‌شد و همیشه غمگین و ناراضی بود. پادشاه که نمی‌دانست چرا این کیسهٔ سکه چنین تأثیری روی آشپز گذاشته، از وزیرش پرسید.

وزیر توضیح داد: «قربان، حالا این آشپز رسماً به گروه ۹۹ پیوسته. اعضای این گروه کسانی هستند که با وجود داشتن چیزهای زیاد، باز هم احساس کمبود می‌کنند. آن‌ها خود را خسته می‌کنند تا بیشتر به دست آورند و همیشه در فکر رسیدن به عدد «صد» هستند. همین فکر، آرامش و شادی را از آن‌ها می‌گیرد و آن‌ها را به گروه ۹۹ تبدیل می‌کند.»

پیام داستان: وقتی انسان طمع کند، دیگر از آنچه دارد لذت نمی‌برد و همیشه در پی بیشتر کردن است. همین حرص و طمع، آرامش را از او می‌گیرد و زندگی را به کامش تلخ می‌کند. در چنین شرایطی می‌گویند: باید دندان طمع را کند! طمع مانند دندانی فاسد است که اگر کشیده شود، درد انسان پایان می‌یابد.

دندان طمع کن که شود درد تو درمان
بس درد که درمان شود از کندن دندان!

مقاله معنی ضرب المثل ” به خون کسی تشنه بودن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *