انشا در مورد یک روز خوب با خانواده

یک روز زیبا بود. آفتاب به آرامی از پشت کوهها سر برآورده بود و پرتوهای طلاییاش را به زمین میفرستاد. تصمیم گرفتیم این روز عالی را در کنار هم و در دل طبیعت بگذرانیم. اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در انشا ادبی در مورد محبت و نفرت پیدا کنید. برای یادگیری پیشرفته، به […]
انشا از زبان مترسک

در گوشهٔ مزرعه ایستادهام. من یک مترسکم. کار من این است که با ظاهرم پرندهها را از مزرعه دور کنم. کشاورز مهربان مرا از چوب و لباسهای کهنه ساخته است. روزها و شبها را اینجا میگذرانم. شاهد طلوع خورشید هستم که مزرعه را طلایی میکند و غروب آفتاب را میبینم که همهجا را سرخ و […]
انشا از زبان قابلمه

من یک قابلمه ساده هستم. شاید در نگاه اول فقط یک وسیله آشپزخانه به نظر برسم، اما زندگی پرهیاهو و پرشوری دارم. خانه من اجاق گاز است و هر روز با آتش گرم دوستی ام می شود. صبح ها، وقتی صاحبم شیر داغ را درون من می ریزد، از گرمایش سرخوش می شوم. ظهرها که […]
انشا از زبان صندلی اتوبوس

من یک صندلی اتوبوس هستم. هر روز شاهد داستانهای کوچک و بزرگ زندگی آدمها هستم. صبحها که دانشآموزان سوار میشوند، با شور و شوق از برنامههای روزشان حرف میزنند. بعضیها با دوستانشان مشقهایشان را دوره میکنند و بعضی دیگر آرام به بیرون نگاه میکنند و در افکار خود غرق میشوند. ظهرها که میشود، مادرها با […]
انشا از زبان یک بالش

بالش من هر شب شاهد رازهای تو هستم. وقتی تو به خواب شیرین میروی، من بیدارم و تمام خستگیهایت را در آغوش میگیرم. من همیشه آنجا هستم، در سکوت شب، وقتی که اشکهایت را پنهان میکنی و وقتی که با خاطرات زیبا به خواب میروی. من شاهد رویاهای رنگین تو هستم، همانهایی که فقط در […]
انشا درباره طعم مهربانی انسان ها

طعم مهربانی مثل یک نوشیدنی گرم و شیرین است که وقتی جرعهای از آن را مینوشی، وجودت را نوازش میکند. این طعم خوب، در کوچکترین کارها خودش را نشان میدهد. وقتی کسی در خیابان به تو لبخند میزند، وقتی دوستت در ساعت سختی کنارت میماند، یا وقتی مادرت پس از یک روز خستهکننده، با عشق […]
انشا از زبان غلط گیر

در انشایی که مینویسم، میخواهم از زبان یک دوست بسیار سختگیر و دقیق صحبت کنم. من یک «غلطگیر» هستم. شاید برایتان جالب باشد که بدانید کار من چیست. در صورت علاقهمندی، مطلب 5 انشا در مورد فصل پاییز و توصیف زیبایی های آن را از دست ندهید. من در میان کلمات و جملات زندگی میکنم. […]
انشا در مورد نگاه خسته یک عابر

انشای دانشآموزی درباره چشمان خسته یک رهگذر امروز در راه برگشت از مدرسه، مردی را دیدم که از خیابان رد میشد. چشمانش را نگاه کردم و انگار تمام خستگی دنیا را در آنها دیدم. پلکهایش سنگین بود و زیر چشمهایش حلقههای تیره داشت. نگاهش مبهم و دور بود، مثل کسی که خیلی راه آمده و […]
انشا درباره بلند پروازی

بلند پروازی یعنی اینکه آدم برای خودش هدفهای بزرگ در نظر بگیرد و برای رسیدن به آنها تلاش کند. یک انسان بلندپرواز، به چیزهای کوچک و پیش پا افتاده قانع نیست. او همیشه به دنبال پیشرفت است و دوست دارد از جایگاهی که امروز دارد، بالاتر برود. بلند پروازی به این معنا نیست که آدم […]
انشا در مورد ذهن خلاق

ذهن خلاق برای گسترش دانش خود، به مقاله انشای ذهنی در مورد سنجش و مقایسه سر بزنید. مقاله انشا طنز و غیر طنز سایه آدم حاوی اطلاعات جامعی است. خلاقیت، همان جرقهای است که درون هر یک از ما وجود دارد. این توانایی، مثل یک گل زیبا است که اگر به آن آب بدهیم و […]
