حتماً این ضرب‌المثل معروف را شنیده‌اید که می‌گوید: «شکم گرسنه دین و ایمان ندارد». این جمله به ما یادآوری می‌کند که وقتی فردی گرسنگی شدید را تجربه می‌کند، ممکن است به خاطر نیاز شدید جسمی، نتواند به اصول اخلاقی و اعتقادی خود پایبند بماند. در چنین شرایطی، اولویت اول او برطرف کردن گرسنگی و زنده ماندن است.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” کاسه چه کنم در دست داشتن “ مراجعه کنید.

داستان کوتاه و پندآموز زیر، این مفهوم را به خوبی نشان می‌دهد:

روزی مرد فقیری که چند روز بود چیزی نخورده بود، از کنار قصابی رد می‌شد. بوی غذا و گوشت تازه، تحملش را سخت کرده بود. ناگهان، چشمش به تکه گوشتی افتاد که از قلاب فروشگاه آویزان بود. وسوسه شد و در یک لحظه، گوشت را برداشت و فرار کرد.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” گرگ در لباس میش “ پیدا کنید.

قصاب که متوجه شد، شروع به داد و فریاد کرد و مرد فقیر را دنبال کرد. مردم نیز به کمک قصاب شتافتند و پس از مدتی دویدن، او را گرفتند. همه او را سرزنش می‌کردند و می‌گفتند: «چرا دزدی می‌کنی؟ مگر از خدا نمی‌ترسی؟»

برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” قصه حسین کرد شبستری تعریف کردن “ سر بزنید.

مرد گرسنه، با چشمانی اشک‌آلود و صدایی لرزان پاسخ داد: «وقتی آدم از گرسنگی در حال مردن باشد، دیگر نمی‌تواند به گناه و ثواب فکر کند. شکم گرسنه، طوری آدم را کور و کر می‌کند که فقط نان می‌بیند و نان.»

این داستان به ما می‌فهماند که برای قضاوت کردن درباره رفتار دیگران، باید شرایط سخت و فشارهای شدیدی که ممکن است تحمل کنند را در نظر بگیریم.

اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” یک ستاره توی آسمان ندارد “ را از دست ندهید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” خانه از پای بست ویران است ” + داستان.

برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” رفتنش با خودشه آمدنش با خدا “ سر بزنید.

شکم گرسنه دین و ایمان ندارد

در این نوشته، می‌خواهیم مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را با هم بررسی کنیم. در ادامه با مدیر تولز همراه باشید.

شکم گرسنه دین و ایمان ندارد کنایه از چیست؟

۱- کسی که گرسنگی میکشد، فقط به فکر پر کردن شکم خود است و ممکن است برای زنده ماندن، دست به دزدی، دروغ یا خیانت بزند.
همان‌طور که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرموده‌اند:
**کادَ الفَقرُ اَن یَکُونَ کُفرا**
یعنی فقر انسان را نزدیک به کفر و ناسپاسی می‌برد.

۲- از نگاهی دیگر، آدم گرسنه تمام وقت خود را صرف پیدا کردن غذا برای خود و خانواده‌اش می‌کند و دیگر وقتی برای عبادت و راز و نیاز با خدا ندارد.

۳- این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که نیازهای انسان اولویت‌هایی دارد. کسی که در فقر شدید به سر می‌برد و دنبال کار و درآمد است، فرصتی برای شنیدن پند و نصیحت دیگران ندارد. اگر کسی واقعاً می‌خواهد به او کمک کند، باید ابتدا مشکل مادی‌اش را حل کند، بعد او را راهنمایی کند.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” در پوست خود نمی گنجد “ پیدا کنید.

🌸 نکته: این ضرب‌المثل رفتار بیشتر مردم را نشان می‌دهد. معمولاً وقتی کسی بسیار گرسنه باشد، عقلش به درستی کار نمی‌کند و اگر ایمان قوی نداشته باشد، ممکن است مرتکب کارهای نادرست شود.
اما کسانی هستند که روح بزرگی دارند و عزت نفس برایشان از هر چیزی مهم‌تر است. این افراد حتی در سخت‌ترین شرایط گرسنگی، کاری نمی‌کنند که شرافت و انسانیت خود را خدشه‌دار کنند. بسیاری از دانشمندان و عالمان بزرگ در فقر زندگی کرده‌اند، اما هرگز تسلیم نیازهای جسمی خود نشده و کارهای بزرگ انجام داده‌اند.

۴- دین ما از زندگی جدا نیست. اسلام بسیار بر کار و تلاش تأکید کرده است تا انسان از فقر دور بماند و محتاج دیگران نشود.
در ادامه، داستان تأمل‌برانگیزی از امام باقر علیه السلام را بخوانید:

داستان کار کردن امام باقر در گرمای سوزان تابستان

در کتاب «داستان راستان» نوشته استاد شهید مرتضی مطهری، داستانی از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است:

هوای تابستان در مدینه بسیار گرم بود. آفتاب سوزان بر شهر و باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی می‌تابید. در چنین شرایطی، مردی به نام محمد بن منکدر که خود را از زاهدان و عابدان می‌دانست، به حومه شهر آمد. ناگهان چشمش به مردی درشت‌هیکل افتاد که به نظر می‌رسید برای سرکشی به زمین‌هایش بیرون آمده و از فرط خستگی، با کمک چند تن از همراهانش راه می‌رود.

محمد بن منکدر با خود فکر کرد: این مرد کیست که در این گرمای سوزان، خود را به دنیا مشغول کرده است؟ وقتی نزدیک‌تر رفت، با تعجب دید که او محمد بن علی بن الحسین، امام باقر (علیه السلام) است. با خود گفت: چرا چنین شخص بزرگی به دنبال دنیا رفته است؟ بهتر است او را نصیحت کنم و از این کار بازدارم.

نزدیک رفت و سلام کرد. امام باقر (علیه السلام) که نفس‌نفس می‌زد و عرق از پیشانی‌اش می‌ریخت، جواب سلامش را داد.

در این مقاله معنی ضرب المثل ” خدا خر را شناخت شاخش نداد “ اطلاعات مفیدی آمده است.

محمد بن منکدر گفت: «آیا شایسته است مرد بزرگی مثل شما در چنین هوای گرمی برای کسب دنیا بیرون بیاید و این‌همه رنج بکشد؟ چه کسی می‌داند چه زمانی مرگ فرا می‌رسد؟ اگر در همین حال بمیرید، چه وضعی خواهید داشت؟ سزاوار شما نیست که این‌گونه خود را به زحمت بیندازید.»

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” بعد از سی سال نوروز به شنبه افتاد “ پیدا کنید.

امام باقر (علیه السلام) دست‌هایش را از دوش همراهانش برداشت و به دیوار تکیه داد و فرمود: «اگر مرگ من در همین حال برسد، در حالی از دنیا رفته‌ام که مشغول عبادت و انجام وظیفه هستم. زیرا این کار، خود عین بندگی و اطاعت خداست. تو گمان کرده‌ای که عبادت فقط به نماز و ذکر و دعا محدود می‌شود. من هزینه زندگی دارم و اگر کار نکنم، مجبور می‌شوم دست نیاز به سوی تو و دیگران دراز کنم.

من برای تأمین زندگی خود کار می‌کنم تا نیازمند کسی نباشم. تنها زمانی باید از مرگ بترسم که در حال گناه و نافرمانی خدا باشم، نه در حالی که دارم دستور او را اجرا می‌کنم؛ دستوری که به من می‌گوید بار زندگی خود را به دوش دیگران نیندازم و روزی خود را خودم به دست آورم.»

محمد بن منکدر با شنیدن این سخنان گفت: «من اشتباه می‌کردم. فکر می‌کردم باید دیگری را نصیحت کنم، اما الآن فهمیدم که خودم نیازمند پند و اندرزم.»

[بحار الانوار، جلد ۱۱، صفحه ۸۲]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *