این ضرب‌المثل در مورد کسی به کار می‌رود که برای انجام کاری خطرناک یا بسیار سخت، تنها و بدون کمک دیگران می‌رود، اما در کمال ناباوری، با موفقیت و گاهی با یاری غیرمنتظره‌ای برمی‌گردد.

**معنی و مفهوم:**

این مثل می‌گوید وقتی کسی با امکانات کم و به تنهایی عزم انجام کار بزرگی را می‌کند، خداوند مددکار او می‌شود. این جمله نشان‌دهنده توکل و ایمان است. یعنی شخص به جای ترس از مشکلات، بر خدا تکیه می‌کند و قدم پیش می‌گذارد و نتیجه خوبی هم می‌گیرد. این مفهوم بسیار به “توکل بر خدا” شبیه است.

**مثال‌ها:**

* **مثال اول:** تصور کنید جوانی از یک خانواده معمولی قصد دارد در یک مسابقه علمی بزرگ در کشور دیگری شرکت کند. همه می‌گویند این کار هزینه و امکانات زیادی می‌خواهد و شانسی برای موفقیت ندارد. اما او با پس‌انداز کم و تلاش بسیار به آن کشور سفر می‌کند. در آنجا، به طور اتفاقی با استاد بزرگی آشنا می‌شود که تحت تأثیر پشتکارش قرار می‌گیرد و به او کمک می‌کند. در پایان، آن جوان نه تنها در مسابقه موفق می‌شود، بلکه بورسیه تحصیلی هم دریافت می‌کند. همه می‌گویند: “رفتنش با خودش بود، اما آمدنش با خدا!”

* **مثال دوم:** فردی می‌خواهد برای کاری مهم به اداره‌ای برود که مسئولان آن بسیار سختگیر هستند. او با نگرانی و تنها می‌رود، چون هیچ آشنایی در آن اداره ندارد. اما وقتی می‌رسد، متوجه می‌شود رئیس جدید اداره، همان دوست قدیمی‌اش است که سال‌ها او را ندیده. در این شرایط کارش به راحتی حل می‌شود. در اینجا نیز می‌گویند رفتنش با خودش بود، اما آمدنش با خدا.

* **مثال سوم:** تاجری می‌خواهد در یک بازار جدید و ناشناخته سرمایه‌گذاری کند. همه او را از این کار منع می‌کنند و می‌گویند ورشکست می‌شوی. اما او با توکل بر خدا و سرمایه شخصی خودش این ریسک را می‌پذیرد. پس از مدتی، به دلیل تغییرات غیرمنتظره در بازار، سود کلانی به دست می‌آورد. این موفقیت ناگهانی مصداق “آمدنش با خدا” است.

در واقع این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که اگر قصد انجام کار خوب و درستی را داریم، تنها به مشکلات فکر نکنیم و با اعتماد به خداوند، اولین قدم را محکم برداریم.

رفتنش با خودشه آمدنش با خدا

در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی را با هم بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

ضرب المثل رفتنش با خودشه آمدنش با خدا یعنی چه؟

در گفتگوهای روزمره، افراد معمولاً از ضرب‌المثل‌ها استفاده می‌کنند. منظور از ضرب‌المثل این است که:

معانی ظاهری

یعنی او قصد سفر دارد، اما هنوز برای زمان بازگشت خود برنامه‌ای مشخص نکرده است، مگر اینکه خداوند بخواهد و او را به خانه بازگرداند!

یعنی او با اراده و انتخاب خود به جایی می‌رود، اما به دلیل تأخیر زیاد در بازگشت، تنها خداوند است که می‌داند چه زمانی برخواهد گشت. (یا باید خداوند او را به خانه بازگرداند!)

معنای کنایی

معمولاً این ضرب‌المثل را در مورد کسانی می‌گویند که وقتی به جایی می‌روند، دیر برمی‌گردند. گاهی این حرف با ناراحتی و شکایت به آن‌ها زده می‌شود.

چند مثال:

◊ شکایت: منتظرم خریدهایی که لیست کرده بودم را برایم بیاوری. الان سه ساعت است که به خرید رفته‌ای و هنوز بازنگشته‌ای! تصمیم رفتن با تو بود، اما برگشتت را به خدا واگذار کن!

◊ از روی علاقه: تصور کنید مهمان عزیزی پس از مدتها به خانه شما آمده است. وقتی خداحافظی می‌کند و قصد رفتن دارد، شما با دلگیری می‌گویید: تصمیم رفتن با خودت، اما آمدنت دوباره دست خداست! لطفاً زودبه‌زود به دیدار ما بیا و بیشتر از این دلتنگیمان نکن…

◊ مطلع کردن خانواده از دیر آمدن: می‌خواهم با دوستانم به کتابخانه بروم. زمان دقیق برگشتم را نمی‌دانم و به شرایط بستگی دارد! لطفاً مدام به من تلفن نزنید!

ضرب المثل با خدا
اختصاصی-مدیر تولز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *