این ضربالمثل در مورد کسی به کار میرود که در ظاهر، فردی بخشنده و بزرگوار به نظر میرسد، اما در عمل، این بخشش او واقعی و از روی خلوص نیست. در حقیقت، این شخص تنها برای نمایش و جلوهگری به دیگران محبت میکند.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” در ناامیدی بسی امید است “ را مطالعه کنید.
داستان پشت این مثل میگوید: روزی فردی برای خرید به بازار خرها رفت. در میان تمام خرها، یکی از آنها باوقارتر و آرامتر از بقیه به نظر میرسید و فروشنده روی آن نعلهای طلایی و زیبایی زده بود. خریدار با دیدن این صحبت، فریب ظاهر خر را خورد و گمان کرد که این حیوان، نجیبتر و بهتر از بقیه است. بنابراین، آن را خرید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” گدا به گدا رحمت به خدا “.
اما خیلی زود متوجه شد که این خر، بسیار لجباز و کمتحمل است و فقط ظاهری فریبنده دارد. در واقع، فروشنده با نعلهای طلا سعی کرده بود عیوب و رفتارهای بد آن خر را بپوشاند و آن را به گونهای جلوه دهد که نیست.
پس این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که ظاهر افراد را با باطن و ذات آنها اشتباه نگیریم. ممکن است کسی با حرفهای زیبا و رفتارهای نمایشی، خودش را فردی خوب و بخشنده نشان دهد، اما در عمل نتواند به قولهایش پایبند بماند.

در این نوشته با مفهوم، پیشینه و داستان پشت این ضربالمثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. همراه ما بمانید.
**معنی و مفهوم اصلی:**
وقتی کسی برای رسیدن به خواستهاش به فرد مسئول پول یا هدیه میدهد، در زبان عامیانه میگویند: «خر کریم را نعل کرده است.»
این عبارت در واقع اشاره به این دارد که شخص، مسئول مربوطه را راضی کرده و به هدفش رسیده است.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” از سوراخ سوزن رد میشه اما از در دروازه رد نمیشه “ پیدا کنید.
داستان ضرب المثل خر کریم را نعل کردن
در گذشتههای دور، بسیاری از پادشاهان در ایران و دیگر کشورها، در دربار خود افرادی به نام «دلقک» داشتند. کار این دلقکها این بود که با حرفهای بامزه، حاضر جوابی و گاهی با کنایههای تند، پادشاه و اطرافیان را بخندانند و فضای دربار را شاد کنند. آنها اجازه داشتند تقریباً به هر کسی — حتی خود شاه — با زبان طنز و شوخی حرف بزنند، به شرطی که حرفهایشان بیادبانه نباشد و با ظرافت و شیرینی بیان شود.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” دل به دل راه دارد “ سر بزنید.
یکی از دلقکهای مشهور تاریخ ایران، کریم شیرهای است که در زمان ناصرالدینشاه قاجار زندگی میکرد. او اهل اصفهان بود و به خاطر کنایههای تندش، به «کریم پشه» معروف شده بود. ابتدا مسئول نقارهخانه بود و بر گروهی از نوازندگان و مطربها نظارت داشت. دلیل نامیدن او به «شیرهای» دقیقاً مشخص نیست، اما او هیچگاه اهل مصرف تریاک یا شیره نبود. شاید این لقب به شغل اولیهاش — شیرهفروشی — یا به خاطر رفتار شیرین و بامزهاش داده شده بود.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه لطیفه و ضرب المثل های عربی با معنی فارسی.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” چهار دیواری اختیاری “ سری سر بزنید.
کریم به خاطر مهارتش در شوخی و حاضر جوابی، پس از مدتی مورد توجه ناصرالدینشاه قرار گرفت و به دربار راه یافت. جالب اینجا است که ناصرالدینشاه چندان اهل شوخی نبود، اما از کریم استفاده میکرد تا با کنایههایش، برخی درباریان بانفوذ را تحقیر کند یا از نفوذ آنها بکاهد.
کریم یک خر داشت که همیشه سوار آن میشد و به دیدار دوستان یا به دربار میرفت. این خر برخلاف خرهای معمولی، ظاهر مسخرهای داشت و کریم طوری زین و پالان روی آن میانداخت که همه با دیدنش میخندیدند. او میدانست به چه کسانی میتواند کنایه بزند و به افرادی که مورد علاقه شاه بودند، بیاحترامی نمیکرد.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی “ را بخوانید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” به بوی کباب آمدیم دیدیم خر داغ می کنند “ مراجعه کنید.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمی کند “ به شما کمک خواهد کرد.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی ضرب المثل ” با پول ها کباب بی پول ها دود کباب “ بیابید.
بسیاری از درباریان و بزرگان، برای در امان ماندن از کنایههای کریم، به او پول یا هدیه میدادند. اما کسانی که از دلقکها خوششان نمیآمد و چیزی به او نمیدادند، نزد شاه شکایت میبردند. ناصرالدینشاه در پاسخ با خنده میگفت: «بروید خر کریم را نعل کنید.» منظور شاه این بود که اگر به کریم چیزی بدهید، از شر حرفهایش در امان میمانید. این جمله بعدها به یک ضربالمثل تبدیل شد.
در ادامه، یکی از ماجراهای بامزه کریم شیرهای را میخوانیم:
سلیمان خان، رئیس ایل افشار — که به خاطر تندخویی و چهره جدیاش، به او «زهرمارخان» میگفتند — از طرف ناصرالدینشاه لقب «صاحباختیار» گرفته بود. کریم مدام تلاش میکرد از او انعامی بگیرد، اما صاحباختیار از دلقکها خوشش نمیآمد و چیزی به او نمیداد. کریم هم در فرصت مناسب، از او انتقام گرفت.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” فاتحه اش خوانده است “ را مطالعه کنید.
روزی کریم فهمید که صاحباختیار در شمیران، نزد ناصرالدینشاه است و در ساعتی مشخص از کاخ خارج میشود. پس سوار خرش شد و به طرف شمیران رفت. در راه، به یک رودخانه یا نهر کوچک رسید. اما خرش حاضر نبود از آب عبور کند و کریم هرچه تلاش کرد، موفق نشد او را از نهر رد کند.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد ” + داستان سری سر بزنید.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” دوستی با مردم دانا نکوست ” + داستان ادامه دهید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی ضرب المثل ” کلاهش پس معرکه است ” + داستان بیابید.
توصیه میکنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” نو که اومد به بازار، کهنه میشه دل آزار “ را حتماً بخوانید.
در همین حال، ناصرالدینشاه و صاحباختیار به آنجا رسیدند. شاه پرسید: اینجا چه کار میکنی؟ کریم گفت: میخواهم به خانه یکی از دوستان بروم، اما خر من اصلاً حاضر نیست از این نهر رد شود. ناصرالدینشاه دستور داد یکی از همراهانش، اسبش را به کریم بدهد.
کریم افسار اسب را گرفت و خطاب به خر خود گفت: دست روی سرت کشیدم، رد نشدی. کتکات زدم، باز هم رد نشدی. حالا که قبله عالم این اسب را به من دادند، دیگر به تو نیازی ندارم. حالا میخواهی از نهر رد شوی — صاحباختیاری — یا نمیخواهی رد شوی — صاحباختیاری.
این کنایه هوشمندانه کریم، ناصرالدینشاه را بسیار خنداند و به صاحباختیار — که از این حرف سخت ناراحت شده بود — گفت: معلوم است که خر کریم را نعل نکردهای! صاحباختیار هم وقتی دید نمیتواند در برابر زبان تند کریم مقاومت کند، در نهایت مجبور شد به او انعام مناسبی بدهد تا از شرش راحت شود.
در پایان، باید به این نکته توجه کنیم که اگرچه حضور دلقکها در دربار جنبه سرگرمکننده و شاد داشته، اما گاهی پادشاهان با شوخیهای سنگین و آزاردهنده، بلاهایی بر سر این دلقکها میآوردند که فقط خداوند میتواند قضاوت کند.
