این ضربالمثل داستان تلخی را در دل خود دارد. وقتی میگوییم “آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت”، در واقع به اتفاقی اشاره میکنیم که تمام آرزوها و برنامههای یک نفر را در یک لحظه نابود کرد.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” خر از پل گذشتن “ ادامه دهید.
تصور کنید فردی برای سالها辛苦 کار کرده و سرمایهای جمع کرده تا زندگی بهتری برای خود و خانوادهاش بسازد. اما ناگهان یک حادثه، یک تصمیم اشتباه یا یک خیانت، همه چیز را از بین میبرد. درست مثل کسی که یک سبو پر از آب را با زحمت حمل میکند، اما ناگهان سبو میشکند و تمام آبی که با این همه مشقت جمع کرده بود، در یک لحظه بر زمین میریزد و از بین میرود.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” نه به باره نه به داره “ مراجعه کنید.
مقاله معنی ضرب المثل ” آبی از او گرم نمیشه “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم صاحب است “ مراجعه کنید.
این مثل معمولاً برای کسی به کار میرود که:
* همه دار و ندار خود را از دست داده باشد.
* آبرو و موقعیت اجتماعیاش در اثر یک رویداد ناگهانی از بین رفته باشد.
* تمام امیدها و نقشههایش در یک لحظه بر باد رفته باشد.
در اصل، این ضربالمثل بیانگر ناامیدی عمیق و از دست دادن کامل چیزی با ارزش است؛ پایان یک راه و شکستی که جبران آن بسیار سخت یا غیرممکن به نظر میرسد.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” آرزو بر جوانان عیب نیست ” + توضیح ادامه دهید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” بسوزد پدر عاشقی “ را مطالعه کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” تو که لالایی بلدی پس چرا خوابت نمیبره “ را بخوانید.

در این نوشته، با مفهوم و معنای واقعی این ضربالمثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت چیست؟
آرزوهایت به باد رفت و در عمل شکست خوردی.
منظور از سبو: یک کوزه گلی بزرگ بود که برای نگهداری چیزهایی مثل آب، روغن یا شراب از آن استفاده میشد.
این ضربالمثل برای کسی به کار میرود که همیشه در حال رویاپردازی برای رسیدن به اهدافش است، اما هیچ کار مفید و عملی برای رسیدن به آنها انجام نمیدهد.
مقاله معنی ضرب المثل ” زدی ضربتی، ضربتی نوش کن “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
روزی روزگاری، در یک شهر کوچک، مرد فقیر و ناتوانی کنار خانه یک تاجر پولدار زندگی میکرد. این تاجر مهربان، هر ماه مقداری روغن و دیگر خوراکیها را به همسایه نیازمندش کمک میکرد. مرد فقیر فقط بخش کوچکی از روغن را استفاده میکرد و بقیه آن را در کوزه بزرگش، یعنی سبو، ذخیره میکرد.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد “ را بخوانید.
ماهها گذشت تا اینکه سبو کاملاً از روغن پر شد. یک روز مرد فقیر کنار سبو نشست و شروع به خیالپردازی کرد: «اگر این همه روغن را بفروشم، پول خوبی به دست میآورم. بعد از آن میتوانم ازدواج کنم و بچههای زیادی داشته باشم. همه آنها را به مدرسه میفرستم تا درس بخوانند و در آینده شغلهای خوب و پردرآمدی پیدا کنند و…».
آنقدر در رویاهایش غرق شده بود که ناگهان عصایش به سبو برخورد کرد. کوزه واژگون شد و همه روغنها روی زمین ریخت. در یک لحظه، تمام آرزوهایش نابود شد.
پیشنهادی: ضربالمثلهای بیشتری بخوانید.
اختصاصی-مدیر تولز
