انشا در مورد پرستار و فداکاریش

در میان همه مشاغل دنیا، پرستاری نقشی ویژه و انسانی دارد. پرستار، فرشته مهربانی است که در کنار تخت بیماران حاضر میشود و با دستانی نوازشگر و قلبی سرشار از عشق، به یاری آنان میشتابد. او در سختترین لحظات، وقتی درد و نگرانی، آرامش را از بیمار میگیرد، مانند چراغی روشن میدرخشد و امید را […]
انشای ذهنی در مورد قلم

قلم، همان چوب کوچک تراشیدهای است که دنیایی از معنا را در خود جای داده است. گاهی از جنس چوب است، گاهی از فلز یا پلاستیک، اما قدرتش به جنس آن نیست، به دستی است که آن را میگیرد و اندیشهای که آن را هدایت میکند. قلم، پلی است بین دنیای درون و بیرون. فکرهایی […]
انشای ذهنی در مورد عشق و نفرت

عشق و نفرت، دو نیروی بسیار قدرتمند هستند که در قلب هر انسانی حضور دارند. این دو احساس، مانند روشنایی و تاریکی، همیشه در حال کشمکش با یکدیگرند. عشق، مانند نسیم ملایم بهاری است که وجود را نوازش میدهد. آن را میتوان در نگاه پدر و مادری که به کودکشان مینگرند، در محبت بین دو […]
انشا چنین روزی در چند صد سال آینده

در چند صد سال دیگر، شاید روزی برسد که بچهها از پدربزرگ و مادربزرگهایشان بپرسند: «یعنی واقعاً آدمها خودشان رانندگی میکردند؟» برای اطلاعات بیشتر، به مقاله انشا درباره یک روز زیبای پاییزی مراجعه کنید. اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً انشا در مورد ذوب شدن شمع را بخوانید. و پدربزرگ با خنده جواب بدهد: […]
انشا در مورد کتاب از نگاه کتابدار

در گوشه ای دنج از کتابخانه، پشت میزم نشسته ام و به قفسه های پر از کتاب نگاه می کنم. هر کتاب برای من مانند یک دوست صمیمی است که داستان خاص خودش را دارد. بوی کاغذ کهنه و نو، برایم بوی خوش یادگیری و کشف است. کتاب ها فقط اشیایی با جلد و کاغذ […]
انشا طنز در مورد کنکور
کنکور، همان موجود افسانهای که سالهاست خواب و خوراک از دانشآموزان و خانوادههایشان ربوده است. گاهی فکر میکنم کنکور یک مسابقه تلویزیونی بسیار طولانی و خستهکننده است که همه مجبوریم در آن شرکت کنیم، اما جایزهاش معلوم نیست چیست! ذهن ما دانشآموزان در این روزها شبیه یک کتابخانه به هم ریخته است که همه کتابها […]
انشا در مورد مدافعان سلامت

در روزهای سخت شیوع بیماری کرونا، گروهی از افراد شجاع و فداکار مانند فرشتگان نجات در خط مقدم مبارزه با این ویروس ایستادند. این عزیزان که به “مدافعان سلامت” شناخته میشوند، شامل پزشکان، پرستاران، کادر درمان و تمام کسانی هستند که برای نجات جان انسانها و حفظ سلامتی جامعه، بدون ترس از خطر، شبانهروز تلاش […]
انشا در مورد مکالمه بین سیر و شلغم

سیر و شلغم، هر دو زیر خاک زندگی میکردند، اما با هم دوست نبودند. یک روز سیر با غرور به شلغم نگاه کرد و گفت: «من خوشبو و خوشمزه هستم و در بیشتر غذاها از من استفاده میکنند. تو چه کاری بلدی؟» شلغم که آرام و متین بود، جواب داد: «من هم برای سلامتی بدن […]
انشا در مورد تعطیلات آخر هفته کرونایی
در این روزهای کرونایی، تعطیلات آخر هفته برای من شکل تازهای پیدا کرده است. دیگر خبری از مهمانیهای شلوغ، پارک و خرید با خانواده نیست. در عوض، در خانه میمانیم و برای پر کردن وقت، کارهای تازهای انجام میدهیم. صبح جمعه با آرامش بیشتری شروع میشود. بعد از صرف صبحانه، با پدر و مادرم در […]
انشا در مورد شادی
شادی یکی از زیباترین احساساتی است که هر کسی در زندگی خود آن را تجربه میکند. شادی مثل یک نور گرم و دلپذیر است که درون ما را روشن میکند و باعث میشود زندگی برایمان زیباتر و دوستداشتنیتر شود. گاهی شادی را در چیزهای کوچک پیدا میکنیم؛ مثل وقتی که یک دوست بعد از مدتها […]
