در میان همه مشاغل دنیا، پرستاری نقشی ویژه و انسانی دارد. پرستار، فرشته مهربانی است که در کنار تخت بیماران حاضر میشود و با دستانی نوازشگر و قلبی سرشار از عشق، به یاری آنان میشتابد.
او در سختترین لحظات، وقتی درد و نگرانی، آرامش را از بیمار میگیرد، مانند چراغی روشن میدرخشد و امید را در دلها زنده نگه میدارد. با هر مرهمی که میگذارد و هر نگاهی که میکند، آرامش را به بیمار هدیه میدهد.
پرستار فقط دارو نمیدهد؛ او با گوش کردن به حرفهای بیمار، با یک کلمه محبتآمیز و با صبر بیپایانش، درمانگر قلبها نیز هست. گاهی یک لبخند کوچک او، بزرگترین تسکین برای یک روح آزرده است.
او قهرمانی گمنام است که در لباس سفیدش، مهربانی و فداکاری را معنا میکند. پرستار، فرشته زمینی است که در راه سلامت انسانها، از هیچ تلاشی دریغ نمیکند و وجودش، مایه آرامش و امید است.

پرستار، فرشتهای در لباس سفید است که در راه خدمت به انسانها گام برمیدارد. او با دستانی مهربان و قلبی سرشار از عشق، مرهمی بر زخمهای بیماران میشود. در سکوت شبهای طولانی، هنگامی که همگان در خواب هستند، او بیدار میماند تا بر بالین رنجدیدگان حاضر باشد.
نگاه پرستار، امید را در دل بیماران زنده میکند و صدای آرامشبخش او، ترس و نگرانی را از آنان میزداید. او با صبر و شکیبایی، دردها را تحمل میکند و با لبخندی بر لب، شجاعت را به افرادی میبخشد که در سختترین لحظات زندگی خود به سر میبرند.
پرستار، قهرمانی گمنام است که در راه سلامت دیگران از جان خود میگذرد و عشق را نه در کلام، که در عمل نشان میدهد.
انشا دانش آموزی پرستار
با عشقی فداکارانه به نیایش مشغول است. لباس سفید و پاکی بر تن دارد و مانند فرشتگان، بال میگشاید. گویی در کنار بستری که بیمار در آن آرمیده، در حال سجده کردن است.
همیشه فکر میکردم فرشتگان فقط در آسمان و نزد خدا هستند، اما فرشتگانی هم هستند که در زمین زندگی میکنند؛ آنها پرستارانند. خداوند برخی از فرشتگانش را برای خدمت به بندگانش به زمین فرستاد تا مهر و محبت را به مردم هدیه دهند. بدون شک آن فرشتگان، پرستاران هستند.
خداوند در مورد بندگان نیکوکارش فرموده است: هر کس انسانی را نجات دهد، گویی همه مردم جهان را نجات داده است. چه ارزشی بالاتر از این که یک نفر بتواند همه بشریت را زنده نگه دارد؟
اعتراف میکنم که نوشتن دربارهٔ پرستار، به قلمی بسیار توانا نیاز دارد. چطور میتوان عشق بیپایان، محبت بیمنت و فداکاری بیکران را در قالب کلمات روی کاغذ آورد؟ وقتی با قلبی پر از مهر و وجودی سرشار از آرامش، کنار تخت بیمار میایستد، میدانی که حضورش معجزه میکند و برای تن رنجور، شفابخش است.
او به قلب بیقرار بیماری که در بستر افتاده آرامش میدهد و گویی زیر لب با پروردگارش زمزمه میکند که بیمارش را شفا دهد. او طاقت دیدن درد و نگرانی بیماران را ندارد. تنها آرزویش، سلامتی و عافیت همهٔ بیماران و دردمندان است.
گاهی با نرمی کنار بیمارش مینشیند و با صدایی دلنشین برایش قرآن میخواند و گاهی برای بهبودی او، نماز شکر به جا میآورد. در توصیف نرمدلی و مهربانیاش همین بس که با دیدن وضع نگرانکنندهٔ یک بیمار، چشمانش پر از اشک میشود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند: هر که برای برطرف کردن نیاز بیمار تلاش کند، چه نیازش برآورده شود و چه نشود، مانند روزی که از مادر متولد شده از گناهان پاک میشود.
یادم میآید بانوی بزرگی که با همهٔ وجود از مولایمان زینالعابدین امام سجاد (علیه السلام) پرستاری میکرد و عاشقانه دلش برای ایشان میتپید. شفای امام سجاد (ع)، از دستان لرزان عمهای بود که پیشانی گرم ایشان را نوازش میکرد.
پرستاری یعنی مانند حضرت زینب (سلام الله علیها) پروانهوار به دور شمع گردیدن. چه بسیار پرستارانی که عاشقانه و فداکارانه دور بیماران میچرخند. شاید اینگونه است که پرستاران با خدا عهد بستهاند که همیشه با تمام قدرت در کنار بیماران بمانند و بدون هیچ چشمداشتی، هر آنچه دارند را برای سلامتی آنان بدهند؛ هزینهای از جنس جان، از جنس روح، از جنس عشق و وجود.
و چه پیمانی زیباتر از این که با خدا و برای خدا بسته شود؟ بیتردید پاداش چنین عهدی نزد خداوند محفوظ است.
در پایان میخواستم بگویم: تو یک قهرمانی؛ اما یادم آمد که قهرمان کسی است که جان یک نفر را نجات میدهد، ولی تو جان صدها نفر را نجات میدهی… و چه زیباست که تو یک پرستاری.
_ دوستان عزیز در صورتی که انشایی با این موضوع نوشته اید می توانید از قسمت نظرات برای ما ارسال کنید.
پیشنهادی: انشا در مورد مدافعان سلامت
اختصاصی مدیر تولز _ نویسنده: فاطمه رحیم زاده
