انشا در مورد یادش بخیر

انشا در مورد یادش بخیر

یادش بخیر! چه کلمه قشنگی. این کلمه مثل یک جعبه گنج است که پر از خاطرات زیباست. هر وقت می‌گوییم “یادش بخیر”، در واقع درب این جعبه را باز می‌کنیم و برای چند لحظه به روزهای خوب گذشته سفر می‌کنیم. یادش بخیر یعنی یاد آن روزهای کودکی که بزرگ‌ترین غصه‌مان گم کردن مداد رنگی بود. […]

انشا از زبان پول

انشا از زبان پول

من یک اسکناس ساده هستم. شاید من در نظر تو فقط یک تکه کاغذ رنگ‌آمیزی شده باشم، اما زندگی پرماجرایی دارم و دست به دست می‌شوم تا به خانه‌های مختلف سر بزنم. زندگی من با یک چاپ ساده شروع شد. بعد از آن، من را به بانک فرستادند و از آنجا بود که سفرهایم آغاز […]

انشا از زبان جامدادی

انشا از زبان جامدادی

من یک جامدادی کوچک و ساده هستم. از همان روز اولی که مرا خریدند و روی میز مطالعه گذاشتند، شاهد تمام لحظات درس خواندن و خستگی‌های صاحبم بوده‌ام. روبروی من، همیشه کتاب‌ها و دفترهایی قرار می‌گیرند که دوستان همیشگی من هستند. من محکم و استوار ایستاده‌ام و کارم این است که از تمام مدادها، خودکارها […]

انشا در مورد یک روز تعطیل جمعه

انشا در مورد یک روز تعطیل جمعه

یک روز جمعه بود و مدرسه تعطیل. من صبح که از خواب بیدار شدم، احساس کردم روز بسیار خوبی در پیش دارم. هوا آفتابی و دلپذیر بود و پرنده‌ها در حیاط خانه ما در حال آواز خواندن بودند. بعد از خوردن صبحانه، تصمیم گرفتم کمی درس بخوانم و تکالیفم را انجام دهم. وقتی کارم تمام […]

انشا در مورد سال تحصیلی را چگونه گذراندید

انشا در مورد سال تحصیلی را چگونه گذراندید

امسال تحصیلی را چگونه گذراندید؟ این سال برای من پر از تجربه‌های تازه و درس‌های گوناگون بود. در آغاز سال، با انرژی و انگیزه زیادی شروع کردم و سعی کردم از همان روزهای اول با برنامه‌ریزی پیش بروم. در درس‌هایم تلاش کردم تا مفاهیم جدید را به خوبی یاد بگیرم و در کلاس با دقت […]

انشا در مورد دیوار خانه

انشا در مورد دیوار خانه

دیوار خانه، مثل یک قاب بزرگ است که دور تا دور خانه را گرفته است. این دیوارها هستند که خانه را از فضای بیرون جدا می‌کنند و به ما احساس امنیت و آرامش می‌دهند. وقتی به دیوار خانه نگاه می‌کنی، انگار به تاریخچه خانه نگاه می‌کنی. روی بعضی دیوارها عکس‌های خانوادگی آویزان است که خاطرات […]

انشا در مورد سخت ترین کار دنیا

انشا در مورد سخت ترین کار دنیا

انشا نوشتن برای خیلی از دانش‌آموزان، یکی از دشوارترین کارهاست. گاهی پیش می‌آید که کنار میز می‌نشینی، خودکار را برمی‌داری و به کاغذ سفید نگاه می‌کنی، اما هیچ فکری به ذهنت نمی‌رسد. انگار مغز کاملاً خالی شده و کلمات فرار کرده‌اند. توصیه می‌کنیم این مطلب انشا در مورد تولد + شعر را حتماً بخوانید. گاهی […]

انشا در مورد یک تار موی سفید

انشا در مورد یک تار موی سفید

پدرم روی مبل نشسته بود و روزنامه می‌خواند. نور آفتاب به آرامی از پنجره به داخل می‌تابید و صورتش را روشن کرده بود. در آن لحظه، چیزی در میان موهای مشکی او توجه مرا جلب کرد. یک تار موی سفید و درخشان که میان انبوهی از موهای سیاه خودنمایی می‌کرد. اول باورم نشد. نزدیک‌تر رفتم […]

انشا در مورد زیبایی های آفرینش

انشا در مورد زیبایی های آفرینش

در آفرینش، شگفتی‌های بسیاری وجود دارد که هر کدام نشانه‌ای از قدرت و هنر بی‌پایان آفریدگار هستند. اگر با دقت به جهان اطرافمان نگاه کنیم، زیبایی‌های فراوانی را می‌بینیم که هر یک به گونه‌ای ما را به تفکر وادار می‌کنند. آسمان آبی با آن ابرهای سفید و پفکی که در آرامش شناورند، خورشید درخشان که […]

انشا در مورد اگر جای دستانت بودی چه می کردی؟

انشا در مورد اگر جای دستانت بودی چه می کردی؟

اگر من جای دستان تو بودم، چه کارهایی می‌کردم؟ اگر به جای دست‌های تو بودم، سعی می‌کردم هر لحظه کاری مفید و زیبا انجام دهم. با محبت به دیگران دست می‌دادم، به آرامی روی سر کودکان کشیده می‌شدم و در کارهای خانه کمک می‌کردم. سعی می‌کردم همیشه تمیز و پاکیزه باشم و فقط برای کارهای […]