
انشا در مورد پرستار و فداکاریش
در میان همه مشاغل دنیا، پرستاری نقشی ویژه و انسانی دارد. پرستار، فرشته مهربانی است که در کنار تخت بیماران حاضر میشود و با دستانی

در میان همه مشاغل دنیا، پرستاری نقشی ویژه و انسانی دارد. پرستار، فرشته مهربانی است که در کنار تخت بیماران حاضر میشود و با دستانی

قلم، همان چوب کوچک تراشیدهای است که دنیایی از معنا را در خود جای داده است. گاهی از جنس چوب است، گاهی از فلز یا

عشق و نفرت، دو نیروی بسیار قدرتمند هستند که در قلب هر انسانی حضور دارند. این دو احساس، مانند روشنایی و تاریکی، همیشه در حال

در چند صد سال دیگر، شاید روزی برسد که بچهها از پدربزرگ و مادربزرگهایشان بپرسند: «یعنی واقعاً آدمها خودشان رانندگی میکردند؟» برای اطلاعات بیشتر، به

در گوشه ای دنج از کتابخانه، پشت میزم نشسته ام و به قفسه های پر از کتاب نگاه می کنم. هر کتاب برای من مانند
کنکور، همان موجود افسانهای که سالهاست خواب و خوراک از دانشآموزان و خانوادههایشان ربوده است. گاهی فکر میکنم کنکور یک مسابقه تلویزیونی بسیار طولانی و

در روزهای سخت شیوع بیماری کرونا، گروهی از افراد شجاع و فداکار مانند فرشتگان نجات در خط مقدم مبارزه با این ویروس ایستادند. این عزیزان

سیر و شلغم، هر دو زیر خاک زندگی میکردند، اما با هم دوست نبودند. یک روز سیر با غرور به شلغم نگاه کرد و گفت:
در این روزهای کرونایی، تعطیلات آخر هفته برای من شکل تازهای پیدا کرده است. دیگر خبری از مهمانیهای شلوغ، پارک و خرید با خانواده نیست.
شادی یکی از زیباترین احساساتی است که هر کسی در زندگی خود آن را تجربه میکند. شادی مثل یک نور گرم و دلپذیر است که