این ضربالمثل به کسی اشاره دارد که با حرفها یا کارهایش، اختلاف و درگیری را بین دیگران بیشتر میکند. مثل کسی که به آتشی که درگیری بین دو نفر است، هیزم اضافه میریزد و آن را بزرگتر میکند.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی ضرب المثل ” پوست انداختن “ بیابید.
توصیه میکنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” هر که را زر در ترازوست زور در بازوست “ را حتماً بخوانید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” تیشه به ریشه زدن “ سر بزنید.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” روزگار آینه را محتاج خاکستر کند “ مراجعه کنید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” با یک غوره سردیش میکنه با یک مویز گرمیش “ را بخوانید.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” لاف در غریبی، آواز در بازار مسگرها “ مراجعه کنید.
مقاله معنی ضرب المثل ” پوست خرس نزده میفروشه “ حاوی اطلاعات جامعی است.
این فرد معمولاً با شایعهپراکنی، سخنچینی یا تحریک دیگران، باعث میشود یک نزاع کوچک به یک جنگ بزرگ تبدیل شود. او خودش ممکن است در حاشیه بایستد و مستقیم درگیر نشود، اما با دمیدن بر آتش خشم دیگران، وضعیت را بدتر میکند.
مقاله معنی ضرب المثل ” خرس در کوه بوعلی سیناست “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” پیاز هم داخل میوهها شد “.
در زندگی روزمره، “آتش بیار معرکه” کسی است که با پخش کردن حرفهای دروغ یا تحریک احساسات افراد، صلح و آرامش را به هم میزند و مشکلات را پیچیدهتر میکند.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” تغاری بشکند ماستی بریزد “ را مطالعه کنید.

در این نوشته، با مفهوم و معنای واقعی این ضربالمثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است “ را مطالعه کنید.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” مرغ یک پا دارد ” +ریشه و نقاشی پیدا کنید.
معنی آتش بیار معركه یعنی چه؟
۱- به کسی میگویند که خودش درگیر دعوا نیست، اما در پشت صحنه باعث شروع کدورت و درگیری میشود.
۲- معنی معرکه: معرکه یعنی میدان نبرد، جایگاه جنگ و همچنین به معنای وضعیت پیچیده و شلوغی است. گاهی هم در محاوره به معنای “خیلی خوب” و “فوقالعاده” به کار میرود (مثلاً: این غذا معرکه بود). در این ضربالمثل، منظور معنای اول است.
۳- یعنی این فرد باعث ایجاد ناسازگاری و دشمنی میان دیگران میشود، اما خودش کنار میایستد و وانمود میکند که هیچ دخالتی در ماجرا نداشته و مقصر نیست. به چنین افرادی معمولاً “دودستگیانداز” میگویند.
ریشه این ضرب المثل
در روزگار قدیم، فردی بود که در تابستان، سازهای “دف” و “تنبک” را کمی خیس میکرد تا صداى آنها رساتر و دلنشینتر شود. به این شخص میگفتند: “دایره نمکن”.
اما در زمستان، این روش دیگر کارساز نبود. به همین خاطر، همان فرد سازها را نزدیک آتش میگرفت تا خشک شوند و رطوبتشان از بین برود. این بار به او میگفتند: “آتشبیار”.
جالب این بود که خودش نواختن بلد نبود، اما نوازندگان برای بهتر شدن صداى سازهایشان به کمک او نیاز داشتند. در واقع او کسی بود که پشت صحنه، نقش مهمی در موفقیت نوازندگان داشت.
