امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

ترجمه کلمه Wait به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه **wait** برای نشان دادن گذر زمان و انتظار کشیدن به کار می‌رود. در نمونه‌های زیر می‌توانید نحوه استفاده از آن را به عنوان یک فعل مشاهده کنید:

ساده گذشته فعل ماضی
wait

منتظر ماندن

waited

منتظر ماند

waited

منتظر مانده

او در انتظار است.
منتظر رسیدن قطار است.
مجبور است که صبر کند.
فقط صبر کن.
تو هم باید صبر کنی.
ما در انتظار پاسخ هستیم.
جان در ایستگاه اتوبوس منتظر رسیدن اتوبوس بود.
چقدر صبر کردی؟
شخصی که به ما کمک می‌کرد، مجبورمان کرد منتظر بمانیم.
من واقعاً دوست ندارم مجبور به انتظار شوم.
نمی‌توانم صبر کنم! یا واقعاً بی‌تابم!

این واژه می‌تواند به عنوان یک اسم هم به کار رود:
ما انتظار طولانی داشتیم.
مدت انتظار بیش از دو ساعت بود.
پدرو مدت کوتاهی منتظر ماند.
انتظارش فقط پنج دقیقه طول کشید.
مدت انتظار چقدر بود؟
زمان انتظار چقدر است؟

واژهٔ “waiting” اغلب به صورت صفت استفاده می‌شود:
وقتی به مطب دکتر می‌روید، گاهی در یک اتاق انتظار می‌مانید تا پزشک برای ویزیت شما آماده شود.
برای کسانی که منتظر پرواز هواپیما هستند، قسمت‌های مخصوص انتظار در نظر گرفته شده است.
اگر به یک رستوران پررفتوآمد بروید، ممکن است نام شما در فهرست انتظار ثبت شود تا برای یک میز خالی منتظر بمانید.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *