امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Slick به فارسی با مثالهای کاربردی
اگر چیزی «slick» باشد، یعنی صاف یا لیز است.
مواظب باش. امروز جادهها لیز هستند. (جادهها لغزنده است.)
طوفان یخ و سپس بارش برف، سطح بزرگراهها را بسیار لیز کرد.
یک پیست یخ صاف و هموار برای اسکیت بازی مناسب است.
اگر چیزی «slick» باشد، ممکن است به معنای جذاب، هوشمندانه یا کاربردی هم باشد.
این روش خیلی هوشمندانهای برای انجام کارهاست.
یک برنامه روی گوشی من، ضربان قلبم را چک میکند. واقعاً کارش تمیز و دقیق است.
شعبدهباز، ترفندهای سریع و زیرکانۀ زیادی بلد است.
وقتی کلمۀ «Slick» برای توصیف یک فرد به کار میرود، میتواند به این معنا باشد که آن شخص حیلهگر، زرنگ یا احتمالاً فریبکار است:
مواظب آن مرد باش. آدم بسیار مکار و حیلهگری است.
بازیکن ورق آنقدر با زرنگی عمل میکرد که هیچکس متوجه تقلبش نمیشد.
ماریو برای پلیس بیش از حد حرفهای و گریزپاست. آنها نمیتوانند او را گیر بیندازند.
*app: برنامه
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.
