بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

ترجمه کلمه Plan به فارسی با مثالهای کاربردی

یک نفر برای رویدادی که در آینده قرار است رخ دهد، برنامه‌ریزی می‌کند. افراد برای کارهای مختلفی برنامه می‌چینند: سفر، خرید، مراسم عروسی، آموزش، ساخت‌وساز و چیزهای دیگر.

در شهر ما برای ساخت یک مرکز خرید جدید برنامه‌هایی وجود دارد.
دوستان ما در حال برنامه‌ریزی برای سفر به مکزیک هستند.
آیا برای این آخر هفته برنامه خاصی داری؟
من هیچ برنامه‌ای ندارم.
برنامه از این قرار است: جمعه بعد از پایان کار، همه در کافه جمع می‌شوند تا از ساعت‌های شاد استفاده کنند. (ساعت شاد: زمانی که قیمت غذا و نوشیدنی کمتر است.)
مدیرعامل جدید، برنامه‌ای برای بهبود وضعیت شرکت دارد.
او یک نقشه دارد.
معلم برای کلاس‌هایش برنامه درسی مشخصی تهیه می‌کند.
دولت، برنامه‌های ساخت ساختمان اداری جدید را متوقف کرده است. (متوقف کردن = پایان دادن، کنار گذاشتن)
ما هم برنامه ساخت خانه را کنار گذاشتیم. به جای آن، قصد داریم یک خانه آماده بخریم.
او در حال بررسی بعضی از طرح‌ها است.

کلمه “plan” معمولاً به عنوان یک فعل هم به کار می‌رود:

ساده گذشته فعل ماضی
plan

برنامه ریزی کردن

planned

برنامه ریزی شد

planned

برنامه ریزی شده است

برای آخر هفته چه برنامه‌ای داری؟
آیا کاری می‌خواهی انجام بدهی؟
ما می‌خواستیم به دریاچه برویم، اما آب و هوای نامساعد باعث شد مجبور شویم در خانه بمانیم.
شهرداری در حال آماده‌سازی برای یک پروژه ساخت‌وساز است.
برنیس و روجلیو تصمیم داشتند با هم ازدواج کنند، اما یک اتفاق ناگهانی رابطه آن‌ها را به پایان رساند.
برای سفر معمولاً از هفته‌ها و ماه‌ها قبل برنامه‌ریزی می‌کنند.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *