امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Nerve به فارسی با مثالهای کاربردی

عصب‌ها به دستگاه عصبی و مغز شما متصل هستند. این عصب‌ها هستند که به شما امکان می‌دهند در بدنتان حس داشته باشید، چه حس خوب و چه درد.

در نوک انگشتان شما پایانه‌های عصبی کوچکی وجود دارد که به شما حس لامسه می‌دهند.
اگر عصب‌ها نباشند، فرد هیچ حسی در بدن خود نخواهد داشت.
آسیب دیدن عصب‌ها ممکن است بر اثر یک زخم جسمی یا دمای خیلی زیاد یا خیلی کم به وجود بیاید.
همسایه‌ی من، دوروتی، در پاهایش کمی درد عصبی دارد.
باب یک مشکل عصبی دارد که باعث می‌شود با کوچکترین چیزی احساس ناراحتی جسمی کند.
دندانپزشک به بیمار نووکائین می‌دهد تا برای مدت کوتاهی عصب‌های مربوط به درد دندان را بی‌حس کند.

 
واژه “عصب” گاهی برای توصیف جسارت یا صبر یک فرد هم به کار می‌رود.

حتماً به عصبش برخورده. (این حرف باعث ناراحتی کسی شد.)
او دارد اعصابم را خرد می‌کند. (او باعث آزار من است.)
خیلی عصبانی‌کننده عمل کردی. (کاری کردی که من عصبانی شدم.)
او آدم با جراتی است. (کارهایی می‌کند که معمولاً کسی انجام نمی‌دهد.)
کوهنوردی جسارت زیادی می‌خواهد. (به شجاعت بالایی نیاز دارد.)
برای ایستادن روی صحنه و خواندن آواز جلوی دیگران، جسارت زیادی لازم است. (nerve = شجاعت)
آتشنشان بودن اعصاب پولادین می‌خواهد.
من جرات انجام این کار را ندارم.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیرتولز، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های متداول انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *