بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

ترجمه کلمه Keep به فارسی با مثالهای کاربردی

واژه “keep” وقتی به عنوان یک فعل به کار می‌رود، معناهای گوناگونی دارد:

ساده گذشته فعل ماضی
keep

نگه داشتن

kept

نگهداری می شود

kept

نگهداری شده

  1. نگهداری یا حفظ ایمنی چیزی برای مدت کوتاه یا طولانی:

    جوراب‌هات رو کجا قرار می‌دی؟
    کلیدها رو توی کیفش می‌گذاشت.
    عکس‌های خانوادگیمون توی آلبوم‌های عکس قرار داره.
    کار خوبیه که ماشینت رو تو گاراژ بذاری.
    پول‌هاش رو توی قلک نگه می‌داره.

    قول دادن به نگفتن چیزی:

    میشه یه راز پیشت نگه داری؟
    بیا این قضیه فقط مال خودمون باشه.
    اون در مورد این موضوع کاملاً ساکته.
    هیچ چیزی نیست که نتونه درباره‌اش ساکت بمونه.

    انجام تعهدات:

    باید به حرفی که زدی عمل کنی.
    تونی همیشه قولش را عملی می‌کند.
    او به عهدی که بسته بود، پایبند ماند.

    جلوگیری از انجام کاری:

    تابلو هشدار می‌دهد: «روی چمن راه نروید».
    قاضی اجازه نداد آن مرد صحبت کند.
    مأموران پلیس مانع شدند که ما به خانه‌ی در حال آتش‌سوزی نزدیک شویم.
    او نمی‌تواند جلوی خود را از سیگار کشیدن بگیرد.

    برای حفظ چیزی:

    او همیشه یک دفترچه یادداشت همراه خود دارد و هر روز مشغول نوشتن در آن است.
    برنامه روزانه آن‌ها معمولاً پر است و کارهای زیادی برای انجام دادن دارند.
    باب در مراقبت و رسیدگی به خانه‌اش بسیار خوب عمل می‌کند.

    برای حفظ همان سرعت یا تلاش:

    خیلی سریع راه میروی. من نمیتوانم قدم برابری کنم.
    گلندا در رسیدگی به تکالیفش مشکل دارد.
    او نمیتواند خود را به سطح دیگر دانشآموزان برساند.
    اسبِ آخر، نتوانست همگام با سرعت اسبهای دیگر پیش برود.

    برای ادامه:

    ساوانا با این که از کارش خوشش نمی‌آید، همچنان به کار کردن ادامه می‌دهد.
    تو باید درس خواندن را ادامه بدهی. از خواندن دست نکش.
    بچه‌ها با وجود تذکر معلم برای ساکت شدن، باز هم به حرف زدن ادامه دادند.
    برای این که ماشینت همیشه روشن بماند و خراب نشود، باید خوب از آن نگهداری کنی.

    عبارات رایج:

    دهانت را بسته نگه دار. (هیچ حرفی نزن.)
    رازت را پیش خودت نگه دار. (به کسی چیزی نگو.)

    به راهت ادامه بده. (همچنان پیش برو.)
    امید و ایمانت را از دست نده. (به این کار باور داشته باش.)

    فاصله ات را حفظ کن. (نزدیک نشو. خطرناکه.)
    دست از تلاش برندار. (متوقف نشو.)
    از اینجا دور باش. (فاصله بگیر.)
    همچنان به راهت ادامه بده. (پیشروی کن.)
    کار خوبت را ادامه بده. (همان کاری که تا الآن انجام می‌دادی را ادامه بده.)

    گاهی اوقات از این کلمه به عنوان یک اسم استفاده می‌شود:
    او از طریق کار در بار، هزینه‌های زندگی‌اش را تأمین می‌کند. (او پول کافی برای گذران زندگی خود به دست می‌آورد.)
    آیا این مال من برای همیشه می‌شود؟ (آیا این را برای خودم نگه می‌دارم؟)
    هر که پیدا کند، مالک می‌شود و بازنده باید گریه کند. (اگر چیزی را گم کنی، دیگر متعلق به تو نیست و کسی که آن را پیدا کند، صاحب آن می‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *