امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

ترجمه کلمه Inch به فارسی با مثالهای کاربردی

یک «اینچ» یک واحد برای اندازه‌گیری طول است که برابر با ۲.۵۴ سانتی‌متر می‌باشد. هر پا شامل ۱۲ اینچ و هر یارد شامل ۳۶ اینچ است. (طول یک یارد تقریباً به اندازه‌ی یک متر است.)

گلوریا در یک قالب نان‌پزی ۹ اینچی، نان پخت.
صفحه‌نمایش یک گوشی موبایل بزرگ تقریباً ۵ اینچ در ۳ اینچ است.
آن پسر جوان که در مسابقه پرش ارتفاع شرکت کرده بود، فقط یک اینچ با شکستن رکورد مدرسه فاصله داشت.
بعد از باران سنگین، چندین اینچ آب در زیرزمین جمع شده بود.

 
واژهٔ «اینچ» می‌تواند به عنوان فعل نیز به کار رود و حرکت بسیار آهسته و کم‌کم را توصیف کند.

بچه‌ها ذره‌ذره به سمت در حرکت می‌کنند، چون بی‌صبرانه می‌خواهند بروند بیرون و بازی کنند.
خودروها در منطقهٔ راه‌سازی به آرامی و سانتی‌سانتی حرکت می‌کردند.
یک لاک‌پشت به آهستگی به سمت آب می‌خزد.
کوهنوردان به نرمی و با احتیاط، در مسیر باریکی دور کوه حرکت می‌کردند.

 
علاوه بر این، «اینچ» در عبارت‌هایی که مقدار یا فاصلهٔ بسیار کم را نشان می‌دهند نیز زیاد شنیده می‌شود:

سانتی‌سانتی و گام‌به‌گام، دارد پیشرفت می‌کند.
تکان هم نخور! یک زنبور روی سرت نشسته.
اگر فقط کمی کوتاه بیایی، آنها فرسنگ‌ها پیشروی خواهند کرد. (یعنی اگر کمی سازش کنی، دیگران از آن سوءاستفاده می‌کنند و بیشتر می‌گیرند.)
حتی ذره‌ای هم کوتاه نیا. (سازش نکن و نگذار چیزی را از تو بگیرند.)
فقط یک قدم کوچک تا انجام قرارداد مانده است. (یعنی کارمان تقریباً تمام شده.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *