امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد میگیریم
ترجمه کلمه Humor به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی میخواهید چیزی را که بامزه است توصیف کنید یا توانایی فردی را در تشخیص خندهدار بودن چیزی بیان کنید، از کلمهی «طنز» به عنوان اسم استفاده کنید.
او حس طنز خوبی دارد.
من هیچ شوخیای در آن موقعیت ندیدم. زمین خوردنش اصلاً خندهدار نبود.
اگر به طنز علاقه دارید، از این فیلم خوشتان خواهد آمد.
آن نویسنده به خاطر نوشتههای طنزش شناخته شده است.
کلمهی «humorous» یک صفت است و معنی آن بسیار نزدیک به «خندهدار» است.
جسیکا در کلاس حرف بسیار خندهداری زد و همه خندیدند.
تماشاگران آن نمایش، آن را بامزه و طنزآمیز یافتند.
این یک جور موقعیت خندهدار است.
من واقعاً این صحنه را خندهدار نمیبینم.
از کلمهی «humor» میتوان به عنوان فعل هم استفاده کرد، اما در این صورت معنای آن تغییر میکند. وقتی شما کسی را «humor» میکنید، در واقع اجازه میدهید آن فرد چیزی را باور کند که حقیقت ندارد. مثلاً اگر شما یک اثر هنری تولید کنید که چندان خوب نیست و من بگویم:
این زیباترین چیزی است که تا به حال دیدهام، در واقع دارم با تو شوخی میکنم.
وقتی تامی ماجرایی از مدرسه تعریف میکرد، مادرش با او همراهی کرد و حرفش را تأیید نمود.
تقریباً همه در محل کار، وقتی دن در مورد محبوبیتش بین زنان صحبت میکند، با او همراهی میکنند و حرفش را میپذیرند.
من دلیلی نمیبینم که با راشل همراهی کنیم. بهتر است حقیقت را به او بگوییم. (بیایید دیگر وانمود نکنیم که این حرف درست است.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
