امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Dump به فارسی با مثالهای کاربردی
یک زبالهدانی جایی است که زبالهها در آن ریخته میشوند. معمولاً این مکانها تمیز یا مرتب نیستند.
زبالههای شما به یک زبالهدانی برده میشوند.
شهرداری یک زبالهدانی در حاشیه شهر مدیریت میکند.
آپارتمان باب آنقدر نامرتب و کثیف است که شبیه یک زبالهدانی شده.
در سفرمان به فلوریدا، در یک هتل بسیار قدیمی و بیقواره اقامت داشتیم. (کلمه “dumpy” به صورت صفت به کار میرود.)
کامیونهای کمپرسی برای حمل خاک، سنگ و دیگر مصالح ساختمانی استفاده میشوند.
وقتی “dump” به عنوان فعل استفاده میشود، به معنای رها کردن یا خلاص شدن از چیزی است.
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| dump
ریخته شدن |
dumped
ریخته شد |
dumped
ریخته شده است |
لطفاً همه آن وسایل را روی میزم نگذار!
میتوانی کت، کلاه و دستکشهایت را روی صندلی بگذاری.
نباید روغن یا دیگر مایعات ماشینت را در خیابان خالی کنی. باید آن را به یک مرکز مخصوص ببری.
یک نفر یک مبل را کنار جاده رها کرده بود.
ریختن زباله در این منطقه غیرقانونی است.
استفاده از کلمه “dump” برای توصیف پایان یک رابطه، وقتی یک نفر تصمیم میگیرد رابطه را تمام کند، بسیار رایج است:
اریک دوست دخترش را رها کرد. (او به رابطه پایان داد.)
رجینا دوست پسرش را به خاطر مرد دیگری رها کرد.
تاد توسط همسرش رها شد. (این جمله به صورت مجهول است.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
