بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

ترجمه کلمه Clean به فارسی با مثالهای کاربردی

وقتی کسی جایی را “تمیز” می‌کند، یعنی کثیفی‌ها را پاک می‌کند یا محیطی را مرتب و منظم می‌سازد. این واژه‌ای بسیار پرکاربرد است که هر روز در زبان انگلیسی به کار می‌رود. نمونه‌های اول به ما نشان می‌دهند که چطور می‌توان از “clean” به عنوان یک فعل استفاده کرد.

ساده گذشته فعل ماضی
clean

تمیز کردن

cleaned

تمیز کرد

cleaned

تمیز کرده

اسکار تقریباً هر روز اتاق خود را مرتب می‌کند.
آلیس دیروز آشپزخانه‌اش را تمیز کرد.
آیا شنبه و یکشنبهٔ گذشته خانه‌ات را تمیز کردی؟
آنها همین حالا در حال تمیز کردن آپارتمانشان هستند.
ما باید این ریخت و پاش را جمع و جور کنیم.
آیا دانش‌آموزان کلاس را تمیز کرده‌اند؟
اتاق هنوز تمیز نشده است.

کلمهٔ clean در نقش صفت هم به کار می‌رود:
اتاق تمیز است.
این یک اتاق بسیار تمیز است.
این ظرف‌ها خیلی تمیز نیستند.
آیا دست‌هایشان تمیز است؟
مقابل کلمهٔ «تمیز»، «کثیف» است.
او چطور بچه‌هایش را اینقدر تمیز نگه می‌دارد؟
تمیز نگه داشتن خانه کار سختی است.
هوای آن شهر تمیز نیست. هوای آلوده‌ای است.
انرژی خورشیدی و بادی در مقایسه با انرژی تولیدشده از نفت و گاز، بسیار پاک هستند.
آنها می‌خواهند زندگی پاکی داشته باشند. (زندگی پاک به معنای رفتار نیکو است.)
خانوادهٔ نلسون یک خانم نظافتچی استخدام کرده‌اند که هفته‌ای یک بار خانه‌شان را تمیز کند. (خانم نظافتچی همان خدمتکار خانه است.)

عبارت‌ها و اصطلاحات زیادی از کلمهٔ clean استفاده می‌کنند:
خوزه دیروز به مسابقه اسب‌دوانی رفت و پول زیادی به جیب زد. (clean up = سود زیاد بردن)
مامور دستگیرکننده گفت که متهم سلاحی همراه ندارد. (clean = بدون سلاح)
اگر سوءپیشینه داشته باشی، آن شرکت استخدامت نمی‌کند. (clean record = نداشتن سابقهٔ جرم)
می‌توانی چند جوک تعریف کنی، اما مواظب باش شوخی‌های بی‌ادبانه نباشد. (clean = محترمانه و غیر vulgar)
او باید رفتارش را اصلاح کند. (clean up one’s act = زندگی خود را بهبود بخشد)
رجینا در نهایت حقیقت را گفت و اعتراف کرد که پول را دزدیده است. (come clean = راست گفتن)
این یک نبرد عادلانه نبود. (clean = منصفانه)
همسایه‌هایمان مجبور شدند تمام پس‌انداز زندگیشان را خرج یک عمل پزشکی پرهزینه کنند. (clean out = تمام چیزی را استفاده کردن)
تام به نظر یک جوان مرتب و خوش‌برخورد می‌رسد. (clean-cut = خوش‌ظاهر، مودب و آراسته)
سعی کن بچه‌ات را از دردسر دور نگه داری.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *