این ضربالمثل موقعی به کار میرود که کسی از سخن گفتن درباره موضوعی یا شخصی، به شدت خسته و ناتوان شده باشد. وقتی آنقدر در مورد چیزی حرف زدهای که دیگر هیچ حرف تازهای برای گفتن نداری و زبانت کاملاً از کار افتاده است.
میتوان گفت این اصطلاح، نشاندهنده حس درماندگی و بیزاری از تکرار مطلب است. مثل کسی که مدام از مشکلش برای دیگران میگوید و آنقدر این کار را تکرار کرده که دیگر نه حرف جدیدی دارد و نه توانایی ادامه صحبت. در این شرایط میگویند: “زبانم مو درآورد.”
این بیان به خوبی حس کسلی و ناتوانی ناشی از صحبت کردن زیاد درباره یک موضوع را نشان میدهد.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” سنگ تمام گذاشتن “ پیدا کنید.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” سر پیازی یا ته پیاز “ ادامه دهید.

در این نوشته، شما با معنا و مفهوم اصلی یک ضربالمثل کهن و اصیل ایرانی آشنا خواهید شد. با ما در مدیر تولز همراه باشید.
معنی زبانم مو در آورد یعنی چه؟
۱- یعنی آنقدر زیاد و پشت سر هم صحبت کردم که دیگر رمقی برایم نماند؛ طوری که میگویند از شدت حرف زدن، زبانم مو درآورد.
۲- این ضربالمثل زمانی به کار میرود که فردی میخواهد مطلبی را به دیگری بفهماند، اما طرف مقابل یا نمیفهمد یا خود را به نافهمی میزند. در این شرایط، گوینده با بیان این جمله نشان میدهد که نهایت تلاش خود را کرده، اما تلاشهایش بینتیجه مانده است.
پیشنهادی: معنی ضربالمثل “به گوش خر یاسین خواندن”
در این مقاله معنی ضرب المثل ” دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید “ اطلاعات مفیدی آمده است.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” روز از نو روزی از نو ” چیست سری سر بزنید.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” کشتی هایش غرق شده “ سری سر بزنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” آش دهانسوزی نیست “ را بخوانید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” چشمت روز بد نبیند “ مراجعه کنید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” وقت گل نی “ مراجعه کنید.
۳- یعنی بیش از اندازه صحبت کردم تا دیگران را قانع کنم.
در این مقاله معنی ضرب المثل ” دزد نادان می زند کاهدان “ اطلاعات مفیدی آمده است.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” دست تو پوست گردو گذاشتن “ مراجعه کنید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” جنگ زرگری ” + داستان را مطالعه کنید.
۴- وقتی کسی میخواهد مطلبی را به کسی منتقل کند، آنقدر صحبت میکند و امیدوار است که حرفهایش مؤثر واقع شود؛ اما وقتی میبیند کوچکترین تأثیری روی شنونده نداشته، با ناامیدی میگوید: از بس گفتم زبانم مو درآمد! انگار هیچ چیزی نگفتهام!
۵- بسیار حرف زدن و به جایی نرسیدن.
۶- وقتی درباره موضوعی، توضیحی اضافه و بیفایده ارائه میدهیم، احساس میکنیم که بیجهت حرف زدهایم؛ چون نه تنها شنونده حوصلهاش را از دست میدهد، بلکه خود گوینده نیز از تکرار و زیادهگویی خسته میشود. در چنین مواقعی است که این ضربالمثل را ــ چه از روی دلخوری یا به شوخی ــ به کار میبریم.
اختصاصی-مدیر تولز
