قالب شعری مسمط، یکی از زیباترین و دلنشین‌ترین قالب‌های شعر فارسی است. مسمط در زبان فارسی به معنای «رشته‌رشته» یا «پاره‌پاره» است و دلیل این نامگذاری، ساختار ویژه این قالب شعری می‌باشد.

### ساختار مسمط

یک شعر مسمط از چند بخش مستقل اما مرتبط به هم تشکیل شده است. هر بخش از این قالب را یک **«خانه»** یا **«بند»** می‌نامند. هر خانه نیز خود از چند قسمت کوچک‌تر به نام **«لخت»** یا **«مصرع»** ساخته شده است.

در پایان هر خانه، یک بیت کامل و مستقل وجود دارد که به آن **«پایه»** یا **«برگردان»** می‌گویند. این بیت تکراری، مانند یک آهنگ ثابت است که در انتهای هر بخش تکرار می‌شود و تمام خانه‌های شعر را به زیبایی به یکدیگر پیوند می‌زند و وحدت و نظم خاصی به کل شعر می‌بخشد.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله تحقیق در مورد درخت سپیدار را مطالعه کنید.

### نمونه‌ای از یک مسمط

برای درک بهتر، به این نمونه ساده توجه کنید. فرض کنید هر خانه سه خط دارد و خط آخر در همه خانه‌ها یکسان است:

* **خانه اول:**
باد بهاری وزید و جهان تازه شد
گل‌ها همه سر برآوردند از زمین
**این است نشانه لطف بی‌انتهای او**

* **خانه دوم:**
آواز پرندگان، نوای شادی است
در هر سر شاخه، آشیانی شده آباد
**این است نشانه لطف بی‌انتهای او**

همان‌طور که می‌بینید، بیت «این است نشانه لطف بی‌انتهای او» در پایان هر بخش تکرار شده و نقش یک قافیه و نواى ثابت را ایفا می‌کند.

### ویژگی‌های اصلی مسمط

* **انعطاف‌پذیری:** برخلاف بسیاری از قالب‌های شعری، مسمط قوانین سخت و ثابتی برای تعداد خانه‌ها یا تعداد خطوط هر خانه ندارد. این آزادی عمل به شاعر اجازه می‌دهد تا احساسات خود را به راحتی و با ساختاری منظم بیان کند.
* **تکرار موزون:** وجود آن بیت تکراری (برگردان) در پایان هر بخش، به شعر حالتی آهنگین و دلنشین می‌دهد.
* **وحدت در عین گوناگونی:** هر خانه می‌تواند درباره یک موضوع مستقل صحبت کند، اما آن بیت تکراری، همه این موضوعات را حول یک محور اصلی جمع می‌کند و به کل شعر وحدت می‌بخشد.

به طور خلاصه، مسمط مانند یک گردنبند زیباست که دانه‌های مروارید متنوع (خانه‌ها) با یک نخ طلایی مشترک (بیت برگردان) به هم متصل شده‌اند و در کنار هم یک اثر هنری کامل و چشم‌نواز را پدید می‌آورند.

قالب شعری مسمط

در ادامه، این سبک شعر را به شما معرفی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

قالب مسمط چیست؟

وقتی یک شاعر چندین خط شعر را با یک قافیه مشترک می‌سازد و سپس یک خط با قافیه‌ای جدید می‌آورد، و دوباره چند خط هم‌قافیه و بعد یک خط با قافیه متفاوت ارائه می‌دهد، در واقع شعری به‌سبک «مسمط» سروده است.

به خطوط هم‌قافیه «رشته» گفته می‌شود و به خط پایانی که قافیه‌اش با بقیه فرق دارد، «بند» می‌گویند. برای اینکه بهتر متوجه شوید، به الگوی زیر نگاه کنید:

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ✖ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ✖
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ✖ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ✖
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ✖ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ✦
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ• ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ•
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ• ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ•
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ• ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ❉

واژهٔ «مسمط» از کلمهٔ «سمط» در زبان عربی گرفته شده که به معنای «رشته» است. دلیل این نامگذاری این است که در این قالب شعری، به نظر می‌رسد مصراع‌ها مانند دانه‌های یک رشته به هم پیوسته‌اند.

منوچهری دامغانی نخستین شاعری بود که این سبک را به کار برد. پس از او نیز شاعرانی مانند ناصرخسرو، ملک‌الشعرای بهار، شیخ بهایی و قاآنی در این قالب شعر سروده‌اند.

پیشنهادی: در مورد زندگی منوچهری دامغانی

انواع مسمط

در قالب شعری مسمط، اگر بخشی که مصراع‌های هم‌قافیه دارد (رشته) به همراه مصراع جدا (بند) در مجموع سه مصراع شود، به آن «مسمط مثلث» یا سه‌تایی می‌گویند.
اگر چهار مصراع باشد، «مسمط مربع» یا چهارتایی نام دارد.
اگر پنج مصراع باشد، «مسمط مخمس» خوانده می‌شود.
اگر شش مصراع باشد، «مسمط مسدس» است و اگر هشت مصراع داشته باشد، به آن «مسمط مثمن» می‌گویند.
در میان این انواع، مسمط مسدس بیشتر از بقیه مورد استفاده شاعران قرار گرفته است.

اگر دو مصراع پایانی یک مسمط از یک غزل معروف گرفته شده باشد، به آن «مسمط تضمینی» گفته می‌شود.
همچنین اگر مسمط از نظر ساختار و زبان با مسمط‌های قدیمی تفاوت داشته باشد، به آن «مسمط نو» می‌گویند.
امروزه برخی از شاعران برای بیان موضوعات اجتماعی از این نوع مسمط استفاده می‌کنند.

بیشتر بدانید: درباره قالب شعری تک‌بیتی

در صورت علاقه‌مندی، مطلب تحقیق در مورد سوره طاها به زبان ساده را از دست ندهید.

نمونه مسمط

ای که با قلم هنر، نقش زیبای خدا را می‌آفرینی
جای تاسف است که مهربانی من، با این همه دوری و جدایی همراه شده
به من قول دادی که دلم را نمی‌شکانی، ولی اکنون کجایی؟
«من از اول نمی‌دانستم که تو بی‌مهر و بی‌وفایی
پیمان نبستن بهتر از آن است که پیمان ببندی و نگهدارش نباشی»

توصیه می‌کنیم این مطلب تحقیق در مورد هفت خان رستم به صورت مختصر را حتماً بخوانید.

کسانی که از راه می‌رسند، در عشق تو مرا سرزنش می‌کنند
و نمی‌دانند که من برای عشق تو به دنیا آمده‌ام
آواز بلبل شیراز هنوز در یادم هست
«دوستانم خرده می‌گیرند که چرا دلم را به تو دادم
اما باید اول از تو پرسید که چرا این‌قدر زیبا و دلفریبی؟»

برخیزید و جامه‌های گرم بپوشید که فصل پاییز فرا رسیده
باد خنک از سمت خوارزم می‌وزد
به آن برگ‌های لرزان نگاه کن که بر شاخه‌های لرزان آویخته‌اند
گویی پیراهنی رنگ‌باخته است
کشاورز از شگفتی، انگشت به دندان می‌گزد
که در چمن و باغ، نه گلی مانده و نه اناری

طاووس بهاری را دنبالش را کندند
پرهایش را بریدند و در گوشه‌ای رهایش کردند
خسته در میان باغ، با ناله تنها گذاشتند
با او نمی‌نشینند و با او نمی‌خندند
و این پرهای رنگینش را دیگر به او نمی‌بندند
تا ماه آذر بگذرد و فروردین از راه برسد

تا کی باید در آرزوی دیدار تو تنها باشم؟
از هر مژه‌ای، اشکم چون سیل جاری است
آیا شب جدایی تو به پایان خواهد رسید؟
ای که تیر غم تو، دل عاشقان را نشانه گرفته
همه به تو مشغولند و تو در میان آنان نیستی

به درگاه صومعه‌های عابد و زاهد رفتم
همه را دیدم که در پیشگاه تو سر به سجده دارند
در میکده رهبانی می‌کنم و در صومعه عبادت
گاهی در دیر خلوت می‌گزینم و گاه در مسجد ساکن می‌شوم
یعنی تو را در هر خانه‌ای جستجو می‌کنم

روزی که دوستان هر یک به راهی رفتند
زاهد به مسجد رفت و من به سوی میخانه
من یار می‌جستم و او جلوه‌گاه یار بود
حاجی به راه کعبه و من در پی دیدار
او خانه را می‌جست و من صاحب خانه را

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *