امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Wobble به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی چیزی میلنگد، یعنی کمی به این سو و آن سو حرکت میکند یا ثبات ندارد.
پیرمرد با گامهای لرزان از پلهها بالا میرفت و هر بار فقط یک پله را برمیداشت.
این میز کمی تکان میخورد چون یکی از پایههایش از بقیه کوتاهتر است.
برای اینکه میز نلرزد، یک تکه کاغذ مچاله شده زیر یکی از پایههایش گذاشتم.
برادرزادهٔ یکسالهٔ فرانک موقع راه رفتن تلوتلو میخورد.
پنهلوپه بعد از چند هفته استراحت به خاطر بیماری، وقتی در خانه راه میرفت، راه رفتنش بیثبات بود.
در حرکت ستارههای دوردستی که سیارههایی به دور آنها میچرخند، یک لرزش قابل مشاهده وجود دارد. (این جمله از «wobble» به صورت اسم استفاده کرده است.)
کلمهٔ wobbly به معنای «لرزان» یا «بیثبات» یک صفت است.
میز کمی لق است.
یک گوسالهٔ تازهمتولد شده روی پاهایش لرزان است.
بچهای که تازه راه افتاده، تعادل ندارد.
ایستادن روی یک صندلی چرخانِ سهپایه که لق میخورد، کار عاقلانهای نیست.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
