امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Spit به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی چیزی از دهانتان خارج میشود – مثل غذا، آب، آب دهان یا چیزهای دیگر – میتوانید از فعل “spit” استفاده کنید. spit به معنای “تف کردن” است و معمولاً کاری است که به عمد انجام میشود:
spit / spit / spit
مثلاً:
مردی چیزی روی پیادهرو تف کرد.
نوزاد کمی از غذایش را بالا آورد و تف کرد.
کسانی که تنباکو میجوند، بعد از تمام شدن آن را بیرون میریزند.
یک معلم، چند پسر را به دفیر مدیر فرستاد چون آنها به سمت هم تف میکردند.
تف کردن کار مودبانهای نیست.
آشناهای شراب، شرابی را که مزه میکنند، تف میکنند تا مست نشوند.
—
عبارتهایی هم هستند که در آنها از کلمه “spit” استفاده شده است:
– “چه میخواهی بگویی؟ راحت بگو!”
(spit it out = آنچه را میخواهی بگو، بدون معطلی)
– “این وضعیت غیرممکن است! انگار داری علیه باد تف میکنی.”
(اگر به سمت باد تف کنی، به خودت برمیگردد. از این عبارت برای موقعیتهای بیفایده و سخت استفاده میکنند.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
