امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Pig به فارسی با مثالهای کاربردی
خوک حیوانی است که معمولاً در مزرعه نگهداری میشود و از گوشت آن استفاده میکنند. به گوشت خوک در انگلیسی «پورک» گفته میشود. محصولات مختلفی مانند بیکن، گوشتهای قطعهقطعهشده، دنده، سوسیس و ژامبون از این حیوان به دست میآید. این فرآوردهها در خیلی از کشورهای دنیا طرفدار دارند، اما در فرهنگ اسلامی، خوردن گوشت خوک حرام است.
واژه «خوک» گاهی برای توصیف انسان هم به کار میرود؛ مثلاً وقتی کسی کثیف است یا شبیه خوک رفتار میکند.
مثالها:
– او مثل خوک غذا میخورد.
– از خودت خوک نساز (یعنی زیاد نخور یا زیادهروی نکن).
– او با پرخوری از خودش یک خوک ساخت.
– اتاقش بهقدری شلوغ و کثیف است که مثل طویله خوک است.
– ما در مهمانی با پیتزا خودمان را سیر کردیم (این کار معمولاً بد نیست!).
—
بعضی عبارتهای عامیانه هم هستند که در آنها از کلمه خوک استفاده شده:
– من دارم مثل خوک عرق میکنم.
– میشود روی خوک رژلب بزنی، اما در نهایت همان خوک است (یعنی ذات چیزی عوض نمیشود).
– تظاهرات آرام بود تا اینکه پلیسها رسیدند (در اینجا pigs به پلیس گفته شده).
– رئیس ونسا یک مرد متعصب و خودخواه است (یعنی به زنان احترام نمیگذارد و نگاه شهوانی دارد).
—
کاربردهای دیگر کلمه خوک:
– قلک وسیلهای است برای پسانداز پول.
– گاهی به توپ فوتبال «پوست خوک» میگویند، چون در گذشته رویه آن از پوست خوک ساخته میشد.
– او دارد به خواهرش «پشتسواری» میدهد (یعنی خواهر روی پشت او سوار است).
– خوکچه هندی در واقع خوک نیست، بلکه یک نوع جوندگان است که بعضیها آن را به عنوان حیوان خانگی نگه میدارند؛ البته از آن در آزمایشهای علمی هم استفاده میشود.
– به انگشتان پای بچهها گاهی «پگی» میگویند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
