امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Horse به فارسی با مثالهای کاربردی
اسب، حیوانی نیرومند و چهارپا است که از دیرباز با انسانها رابطهای نزدیک داشته است. از اسب برای جابهجایی، تفریح، کارهای روزمره و حتی به عنوان دوست و همراه استفاده میشود.
در مناطق روستایی که جادههای آسفالت شده کمتر وجود دارد، اسبها نقش مهمی در حملونقل دارند. برخی نیز برای شرطبندی به تماشای مسابقات اسبدوانی میروند. همچنین در نمایشهایی مانند سیرک و رودئو، اسبها حرکات نمایشی انجام میدهند یا سوارکاران بر روی آنها هنرنمایی میکنند. اسبها قادرند بارهای سنگین را حمل کنند و بسیاری از مردم به دلیل زیبایی و وقارشان، علاقهمند به نگهداری از آنها هستند.
عبارات و ضربالمثلهای زیادی در زبانهای مختلف وجود دارد که از نام اسب استفاده میکنند:
– کتک زدن یک اسب مرده فایدهای ندارد. (این موضوع یا مسئله حل شده است. متوجه شدم.)
– شما میتوانید اسب را به سمت آب هدایت کنید، اما نمیتوانید او را وادار به نوشیدن کنید. (هرچقدر هم تلاش کنید، نمیتوانید کسی را مجبور به انجام کاری کنید.)
– آن بچهها حس اسب سواری زیادی ندارند. (بچهها باهوش یا عاقل نیستند.)
– او مثل یک اسب قوی است. (او بسیار سالم است.)
– آنها در یک شهر تکاسب زندگی میکنند. (شهر کوچک است.)
– هی، اسببازی درنیاور. (شوخیهای بیجا نکن. کارت را جدی بگیر.)
– اسبهایت را نگه دار. (صبر کن. عجله نکن.)
– من خیلی گرسنهام، میتوانم یک اسب بخورم. (من بسیار گرسنهام.)
– فکر میکنم داری اسب را جلوتر از گاری میبندی. (فکر میکنی چیزی در آینده اتفاق میافتد، در حالی که هنوز رخ نداده است.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
