امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

ترجمه کلمه Hit به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه «Hit» به معنای «ضربه زدن» است و معنی‌هایی نزدیک به واژه‌هایی مثل مشت زدن، کوبیدن، سیلی زدن، هُل دادن و کتک کاری دارد.
اما چون این کلمه در انگلیسی بسیار ساده و پرکاربرد است، بهتر است با مثال‌های مختلف یاد بگیریم چطور و در چه موقعیت‌هایی استفاده می‌شود.
در نمونه‌های اول، کلمه Hit به صورت یک فعل به کار رفته است. این فعل، از نوع افعال بی‌قاعده محسوب می‌شود.

ساده گذشته فعل ماضی
hit

ضربه زدن

hit

ضربه زد

hit

ضربه زده

یک توپ هاکی به سر یک نفر خورد. بازیکنی توپ را زد و توپ به سر فرد دیگری برخورد کرد. سر او با توپ هاکی ضربه خورد.

یک بازیکن بیسبال می‌کوشد با چوب بیسبال به توپ ضربه بزند.
یک بوکسور، با دستکش بوکس به حریف خود ضربه می‌زند.
بازیکن تنیس با راکت خود به توپ تنیس ضربه می‌زند.
اگر هنگام توفان و رعد و برق در فضای باز باشید، ممکن است صاعقه به شما اصابت کند.
رانندگان ممکن است در حین رانندگی با خودروهای دیگر تصادف کنند.
یک نوازندهٔ درام، با چوب درام به طبل‌ها ضربه می‌زند.
نوازندگان هنگام اجرا می‌کوشند نتها را درست بنوازند یا بخوانند.
نوازندهٔ پیانو هنگام نواختن آهنگ، کلیدهای پیانو را فشار می‌دهد.
ممکن است یک کشتی بزرگ در هنگام حرکت در دریا به یک کوه یخ برخورد کند.
اگر کسی بخواهد از آسانسور استفاده کند، دکمهٔ آن را فشار می‌دهد تا آسانسور بیاید یا به طبقهٔ مورد نظرش برسد. وقتی دکمه‌ای را «می‌زنی» یعنی آن را فشار می‌دهی.

واژهٔ «Hit» به صورت اسم نیز بسیار به کار می‌رود:
یک بازیکن بیسبال تلاش می‌کند ضربه‌ای بزند تا روی بیس قرار گیرد و برای تیم خود امتیاز بگیرد.
نوازندگان حرفه‌ای امیدوارند با ساختن آهنگ‌های پُرفروش (Hit) معروف شوند. او یک اثر پُرفروش دارد.
فیلم‌های پُرخواننده (Hit) معمولاً بازیگران مشهوری دارند که بینندگان را جذب می‌کنند.
هنگام ماهیگیری، ممکن است تکان‌هایی در نخ خود حس کنید که نشان می‌دهد ماهی طعمه را گرفته است.
صاحبان وب‌سایت‌ها امیدوارند بازدید زیادی از سوی کاربران داشته باشند. این وب‌سایت هر روز بازدیدهای فراوانی دریافت می‌کند.

عبارت‌های رایج بسیاری هم وجود دارند که شامل کلمهٔ «hit» می‌شوند:
وقتی مردی زنی را دوست دارد، سعی می‌کند با او ارتباط برقرار کند تا توجهش را جلب کند. (hit on = تلاش برای جذب کردن)
یک زن نیز می‌تواند به همین شکل سعی در جلب توجه یک مرد داشته باشد.
وقتی ایده‌ای ناگهان به فکرتان می‌رسد، گویا ناگهان به ذهنتان خطور کرده.
وقتی راه‌حلی برای مشکلی پیدا می‌کنید، گویا به آن راه‌حل رسیده‌اید.
کسی که خیلی عصبانی است، می‌گویند از خشم «منفجر» می‌شود.
اگر به کسی می‌گویید برود، می‌توانید بگویید: «راه بیفت!» (hit the road = از اینجا برو)
کسی که به مسافرت می‌رود نیز «راه می‌افتد». (hit the road = سفر کردن)
اگر دارویی اثر بدی روی شما بگذارد، می‌گویند بدنتان آن را نپذیرفته.
اگر غذایی یا نوشیدنی دقیقاً همان چیزی باشد که دلتان می‌خواسته، می‌گویند دلتان را زد. (hit the spot = رضایت کامل دادن)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *