امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

ترجمه کلمه Grease به فارسی با مثالهای کاربردی

ما معمولاً برای اشاره به مواد لیز و روغنی، مخصوصاً در غذا، از کلماتی مثل “چربی” یا “چرب” استفاده می‌کنیم:

فست‌فود مقدار زیادی چربی در خود دارد.
مرغ سرخ‌کرده چرب است.

 
واژه “چرب” یک صفت است:

خوردن مقدار زیادی غذای چرب فکر خوبی نیست، چون این غذاها حاوی چربی‌های ناسالم زیادی هستند.
پیتزایی دیشب خوردیم خوشمزه بود، اما کمی روغنی و چرب بود.
تام غذاهای چرب مثل همبرگر و سیب‌زمینی سرخ‌کرده را دوست دارد.
آشپزخانهٔ رستوران فست‌فود به خاطر سرخ‌کردن زیاد، کاملاً چرب شده است. (یک “رستوران ساده” معمولاً یک غذاخوری کوچک است که در سرو فست‌فود تخصص دارد.)

 
گریس هم یک مادهٔ روان‌کننده است که اصطکاک بین قطعات متحرک را کم می‌کند.

دست یک مکانیک موقع کار کردن با ماشین، زیاد با گریس کثیف می‌شود.
با زدن کمی گریس، چرخ دیگر صدا نمی‌داد.
می‌گویند: “چرخی که صدا بدهد، گریس می‌خورد.” (این یک ضرب‌المثل است و معنی‌اش این است که اگر کسی برای مشکلش به اندازهٔ کافی اعتراض کند، دیگران به او توجه بیشتری خواهند کرد.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *