امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Deliberate به فارسی با مثالهای کاربردی
یک کار «عمدی» به کاری گفته میشود که از قبل برای آن برنامهریزی شده باشد. یعنی فرد دقیقاً میداند چه میکند و قصد انجامش را دارد.
شهرداری برای حل مشکل بیخانمانی در مرکز شهر، اقداماتی از پیش برنامهریزی شده انجام داد.
حمله به آن مرد کاملاً عمدی بود.
پلیس برای کاهش سرعت غیرمجاز در مناطق مسکونی، گامهای حساب شدهای برداشت.
واژه «deliberate» گاهی به صورت قید نیز به کار میرود: deliberately (عمداً).
شیلا عمداً پای مرد را لگد زد تا توجهش را جلب کند.
آیا این کار را عمدی انجام دادی، یا تصادفی بود؟
آتشی که در روستا روشن کردند، عمدی بود و باعث شد همه مردم برای نجات جانشان فرار کنند.
اگر تلفظ این کلمه را به «deliberate» (با کشیدن بیشتر روی هجاها) تغییر دهید، از حالت صفت به فعل تبدیل میشود. To deliberate به معنای گفتوگو و فکر کردن با دیگران درباره یک موضوع است.
هیئت منصفه چند روز درباره حکم نهایی بحث و تبادل نظر کرد.
کمی زمان بگذار و با دقت فکر کن، وقتی تصمیم گرفتی به من خبر بده.
دولت در حال بحث و بررسی است که پول مازاد مالیات را چگونه خرج کند.
واژه deliberation (تدبیر / مشورت) یک اسم است:
یک دوره طولانی و وقتگیر برای مشورت، در نهایت به نتیجه خوبی نرسید.
او عادت دارد قبل از هر تصمیمی، زمان زیادی را به فکر و مشورت اختصاص دهد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
