زندگی گاهی طعمهای متفاوتی دارد. بعضی لحظهها شیرین هستند؛ مثل وقتی که به خواستهمان میرسیم یا در کنار عزیزانمان هستیم. این بخشهای شیرین، دلنشین و فرحبخش هستند.
اما در کنار این شیرینی، گاهی چشیدن طعم تلخ زندگی هم unavoidable است. لحظاتی مانند شکست، دوری یا ناراحتی که سخت و دردناک هستند.
نکته جالب اینجاست که این دو طعم مخالف، همیشه در کنار هم معنا پیدا میکنند. اگر تلخی نبود، شیرینی را به خوبی درک نمیکردیم. در واقع، تجربه سختیهاست که لذت موفقیت و شادی را برایمان ارزشمندتر میکند.
مانند یک داستان که بدون فراز و نشیب جذابیتی ندارد، زندگی هم با همین ترکیب از اتفاقات گوناگون زیبا و پرمعنا میشود. پذیرش هر دو بخش زندگی – هم شیرین و هم تلخ – به ما کمک میکند تا مسیر رشد را بهتر طی کنیم و قویتر شویم.

در دنیای واژهها، گاهی دو کلمه درست مانند دو قطب مخالف به نظر میرسند. “تلخ” و “شیرین” نیز از این دست هستند. این دو، مفهومی کاملاً متضاد را در ذهن ما زنده میکنند. اما جالب است که زندگی، هنرمند بزرگی است و این دو طعم متفاوت را در هم میآمیزد و داستانی منحصربهفرد میسازد.
گاهی یک شکستِ به ظاهر تلخ، سرآغاز موفقیتی شیرین میشود و گاهی یک خاطرهی شیرینِ گذشته، با حسرتِ امروز، طعمی گس به خود میگیرد. این نوسان بین تلخی و شیرینی، همان چیزی است که زندگی را عمیق و قابل تأمل میکند.
در این مقاله انشا درباره مکالمه در و پنجره اطلاعات مفیدی آمده است.
انشا با موضوع تضاد معنایی تلخ و شیرین
تلخ و شیرین، دو طعم متفاوت که هر کدام برای خودشان طرفدارانی دارند. البته وقتی صحبت از خوراکیها و غذاها میشود، هر کدام در جای خودشان خوب و دوستداشتنی هستند. مثلاً شکلات تلخ، یک فنجان قهوه بدون شکر، یا حتی چای تلخ، چقدر میتوانند گوارا و انرژیبخش باشند. خستگی را از تن بیرون میکنند و حال آدم را خوب میکنند. با اشتیاق، طعم تلخشان را میچشیم و از آن لذت میبریم.
در مقابل، طعم شیرین را داریم. از گذشته مرسوم بوده که میگویند “کامتان شیرین باشد”. یک تکه شیرینی، شکلات، یا نقل که همراه چای یا قهوه میل میکنیم، لحظات زیبا و خوشایندی برایمان میسازد.
هر دوی این طعمها در جای خودشان خوب و قابل قبول هستند. با اینکه کاملاً متفاوتند، هر دو خاطرهساز میشوند. اما اگر تلخی به جای نامناسبی ظاهر شود—مثلاً در یک میوه که انتظار شیرینی داریم—دهانمان جمع میشود و حتی ممکن است از قورت دادن آن خودداری کنیم. مثل لیمویی که باید شیرین باشد، اما اگر تلخ شود، چه طعم ناخوشایندی خواهد داشت!
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً انشا در مورد ظلم و ستم را بخوانید.
اما تلخی و شیرینی فقط به مزهها محدود نمیشوند؛ بلکه در زندگی ما هم جریان دارند. لحظات شیرین زندگی مثل بهبودی یک بیمار، نجات یک انسان از خطر، پیدا کردن دوست تازه، تولد نوزاد، ازدواج، خرید یک وسیله هرچند کوچک، هدیه گرفتن یا هدیه دادن، پیدا کردن شغل مناسب، قبولی در رشته مورد علاقه، سفرهای بهیادماندنی، کمک به انسانهای نیازمند، در آغوش کشیدن کودکی که از محبت محروم بوده، به فرزندی گرفتن یک کودک بیسرپرست، عیادت از یک سالمند تنها، حمایت از یک حیوان آسیبدیده، توجه به محیط زیست، کاشتن یک درخت، بوییدن یک گل و هزاران شیرینی دیگر که وصفناشدنی هستند.
در مقابل، لحظات تلخ زندگی نیز کم نیستند: از دست دادن عزیزان، جنگ و خشونت، طمع و حرص، زیر پا گذاشتن حقوق ضعیفان، منفعتطلبی، فساد، کشتار، بیماری، آسیب به محیط زیست و حیوانات، بدرفتاری با کودکان، زنان و سالمندان، دزدی، قتل، جنایت، فقر، بیکاری، جدایی و هزاران رنج دیگر.
حتی کلماتی که بر زبان میآوریم، گاهی آنقدر تلخ هستند که گویی زهر در جان کسی ریختهایم و وجودش را مسموم کردهایم. در مقابل، گاهی کلمات شیرین، مانند جادو، جان تازهای به انسان ناامید میبخشند و او را به سوی زندگی بهتر سوق میدهند.
در یک کلام، تلخ و شیرین دو روی زندگی، دو طعم متفاوت، دو یار همیشه حاضر هستند که گاهی برخلاف معنای ظاهریشان دلپذیر و گاهی هم به معنای واقعی ناخوشایند و آزاردهنده میشوند.
کام دلتان همیشه شیرین و به دور از هرگونه تلخی باد.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله انشا در مورد درختکاری روز کاشتن نهال مراجعه کنید.
بیشتر بخوانید: لیست انشاهای تضاد معنایی
انشا اختصاصی _ نویسنده: مهتا قیدی