امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Tell به فارسی با مثالهای کاربردی
فعل tell به معنای “گفتن” است و کاربردهایی شبیه به say دارد، اما معمولاً برای دادن دستور یا درخواست به کار میرود. همچنین از این فعل برای نقل قول غیرمستقیم و دادن اطلاعات دربارهٔ یک اتفاق استفاده میشود.
مارتی میخواهد به گابریلا بگوید که دوستش دارد، اما نمیداند او چه پاسخی خواهد داد. (اغلب بعد از want و need از شکل مصدری tell استفاده میشود.)
او به همه میگوید با شرکت محل کارش معامله نکنند، چون برای بهبود شرایط کاری اعتصاب کرده است.
از طرف رئیسش به او گفته شده بود که برای جلب مشتریان جدید بیشتر تلاش کند. (جمله مجهول، زمان گذشته)
همسایهها بارها به او گفته بودند صدای موسیقی را کم کند، اما او گوش نکرد. حالا پلیس به او میگوید که این کار را بکند.
به او گفتم کاری نکند که باعث شرمندگیاش شود، اما حرفم را نپذیرفت.
احساس گرسنگی به او میگوید وقت غذا خوردن است.
به من بگو چه چیزی تو را ناراحت کرده، من سعی میکنم کمکت کنم.
| زمان حال: tell / tells |
| زمان گذشته: told |
| آینده: will tell |
| حال استمراری: am / is / are / telling |
| گذشته استمراری: was / were telling |
| آینده استمراری: will be telling |
| حال کامل: has/have been telling |
| گذشته کامل: had told |
| آینده کامل: -will have told |
| حال کامل استمراری: has/have been telling |
| گذشته کامل استمراری: had been telling |
| آینده کامل پیوسته: (استفاده از آن مشکل است) |
| افعال معین: ______ tell |
| زمان گذشته معین: ______ have told |
| مصدر: to tell |
| جروند: telling |
| منفعل: بله |
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، میتوانید به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
