امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Recommend به فارسی با مثالهای کاربردی

راهنمایی کردن یعنی گفتن که چیزی یا کسی خوب و مناسب است.

رئیس باب، او را برای یک شغل جدید پیشنهاد داد.
باب توسط رئیسش برای یک شغل جدید معرفی شد.
او بسیار توصیه شده بود. (خیلی قوی پیشنهاد شده بود)
معلم پیشنهاد می کند که شما روزی یک ساعت انگلیسی بخوانید.
به شما پیشنهاد می کنم روی لغت‌های انگلیسی‌تان بیشتر کار کنید.
وقتی به نیویورک رسیدیم، راننده تاکسیمان چند جای خوب برای خوردن پیتزا به ما معرفی کرد.
اگر به شهر شما بیایم، کدام هتل را پیشنهاد می‌دهید؟
چه پیشنهادی دارید؟
پزشک به بیشتر بیمارانش پیشنهاد داده که بیشتر ورزش کنند.
شما باید کاری را که دکتر می‌گوید انجام دهید.
بیشتر معلمان به دانش‌آموزانشان پیشنهاد نمی‌کنند که زیاد تلویزیون نگاه کنند.
من این کار را پیشنهاد نمی‌کنم.

 
کلمه recommendation به معنای “پیشنهاد” یک اسم است.

دوست دارم یک پیشنهاد بدهم.
رئیس قبلی سارا یک نامه پیشنهادی برایش نوشت.
او برای پیدا کردن یک شغل جدید، از رئیسش یک نامه معرفی درخواست کرد.
آیا پیشنهادی برای جای خوبی برای خوردن غذا در شهرتان دارید؟
ما بر اساس پیشنهاد یک دوست، تصمیم گرفتیم یک ماشین لباسشویی بخریم.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *