امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Peel به فارسی با مثالهای کاربردی
پوست کندن به معنای جدا کردن لایه بیرونی میوهها یا سبزیجات است. وقتی این کار را انجام میدهیم، از این کلمه به عنوان یک فعل استفاده میکنیم:
بابی پوست موز را کند و بعد آن را خورد.
برای درست کردن پای، باید پوست این سیبها را بکنم.
برای خوردن پرتقال، اول باید پوستش را جدا کنی.
برنیس توی آشپزخانه مشغول پوست کندن سیبزمینیهاست.
برای جدا کردن پوست سیبزمینی میتوانی از پوستکن استفاده کنی.
کندن پوست سیب لازم نیست؛ اما وقتی میخواهی با آن غذا بپزی، معمولاً پوستش را میکنی.
من موقع پوست گرفتن سیب از این چاقوی کوچک خمیده استفاده میکنم.
برای کندن پوست پرتقال، بیشتر افراد از دستهایشان کمک میگیرند.
اگر پوست بدن فردی آسیب ببیند یا رنگ روی سطحی کنده شود، باز هم میتوان از کلمه «پوست کندن» یا «کنده شدن» استفاده کرد.
ورا چند روز پیش خیلی آفتاب سوخته بود و حالا پوست بدنش در حال کنده شدن است.
رنگ آن خانه قدیمی در حال پوست انداختن است.
رنگ ماشینم دارد میپرد. شاید مجبور شوم دوباره رنگش کنم.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کامل واژههایی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیرتولز، میتوانید به صفحهی «واژههای متداول انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
