امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

ترجمه کلمه Key به فارسی با مثالهای کاربردی

کلید وسیله‌ای است که قفل را باز می‌کند. هر چیزی که مانند یک قفل باشد، برای گشودنش به کلید نیاز دارید. اما کلمه «key» کاربردهای دیگری هم دارد؛ گاهی به عنوان صفت یا اسم برای اشاره به چیزی بسیار مهم و اساسی به کار می‌رود:

بیل حالا یکی از اعضای حیاتی سازمان شده است. (در این جمله «key» به صورت صفت استفاده شده.)
دن بازیکن مهمی در تیم ماست. اگر او نباشد، احتمال شکستمان زیاد است.
یک بخش اساسی دستگاه گم شده و تا وقتی آن را پیدا نکنیم، دستگاه کار نمی‌کند.
راز موفقیت او چیست؟ (در این پرسش «key» نقش اسم دارد.)
تحصیلات خوب، کلید موفقیت در زندگی است.
اینکه بدانیم فعل «be» چطور تغییر می‌کند، گام مهمی در یادگیری ساختار جملات مجهول است.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مدیر تولز، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *