این ضرب‌المثل موقعی به کار می‌رود که کسی بخواهد عیب و اشتباه دیگران را به آن‌ها گوشزد کند، اما در نهایت، نتیجهٔ صحبت‌هایش به ضرر خودش تمام شود و خودش رسوا گردد.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” در مثل جای مناقشه نیست “ پیدا کنید.

داستان پشت این ضرب‌المثل از شغلی قدیمی می‌آید. در گذشته، مردی دوره‌گرد بود که شغلش این بود که با پارچه‌ای کهنه و کمی صابون، لباس‌های مردم را تمیز کند. یک روز، این مرد به خانه‌ای رفت تا لباسی را که به او داده بودند، تمیز کند. او مشغول کار شد و با انرژی زیاد شروع به مالیدن صابون روی لباس کرد. اما در حین این کار، آنقدر بی‌دقت و خشن عمل کرد که نه تنها لباس تمیز نشد، بلکه کف صابون به همه جای لباسِ فرد دیگر مالیده شد و آن را کثیف‌تر کرد.

از آن موقع، این داستان تبدیل به ضرب‌المثلی شد برای زمانی که فردی می‌خواهد دیگری را سرزنش یا اصلاح کند، اما حرف‌ها و اقداماتش نتیجهٔ عکس می‌دهد و در نهایت، این خودِ او است که شرمنده و رسوا می‌شود؛ درست مانند کسی که می‌خواست لباسی را تمیز کند، اما صابون را به همه‌جای آن مالید.

صابونش به جامه‌‌ ی کسی خوردن

در این نوشته، به بررسی معنای یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی صابونش به جامه‌‌ ی کسی خوردن چیست؟

۱- وقتی می‌گوییم “صابونش به جامه یا تن کسی خورده”، منظور این است که آن شخص قبلاً به دیگران آسیب رسانده است؛ مثلاً قولش را شکسته، آزاری داده، همسفر خوبی نبوده، یا آبروی کسی را برده و مواردی از این دست. در واقع یعنی از دست آن شخص دلخور هستیم و از او راضی نیستیم.
* جامه یعنی لباس

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” در جنگ نان و حلوا تقسیم نمی کنند “ بیابید.

۲- وقتی کسی می‌خواهد درباره فردی نظر بخواهد و این ضرب‌المثل را در موردش به کار می‌برند، یعنی آن فرد قابل اطمینان نیست و دیگران هم قبلاً از او شکایت داشته‌اند. بنابراین بهتر است با چنین افرادی دوستی نکنیم یا با آنها شریک کاری نشویم.

در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” دست از سر کچل کسی برداشتن “ را از دست ندهید.

مثال: مادرتان از شما می‌خواهد همسایه‌تان را به جشن عروسی دعوت کنید، اما شما که از گذشتهٔ او باخبرید، می‌گویید: صابون او به تن ما خورده! بهتر است نیاید.

داستان و ریشه ضرب المثل

روزی رختشوی بی‌قاعده‌ای بود که وقتی لباس‌های مردم را برای شستن می‌گرفت، یا آن را پس نمی‌داد یا لباس را خراب یا گم می‌کرد. این رفتارش آنقدر تکرار شد که کم‌کم هیچ‌کس در شهر به او اعتماد نداشت. یک روز که کسب‌وکارش کاملاً راکد شده بود، رختشوی در جستجوی مشتری می‌گشت.

ناگهان مرد تازه‌واردی را دید که تازه به شهر آمده بود و لباس‌هایش کثیف بود. رختشوی از او خواست لباس‌هایش را برای شستن به او بسپارد. اما آن مرد که در اصل از اهالی قدیمی همان شهر بود و از بی‌مسئولیتی رختشوی خبر داشت، بلافاصله پاسخ داد: نه! من لباس‌هایم را به تو نمی‌دهم! صابون تو قبلاً به رخت من خورده است!

از آن زمان، این سخن به صورت یک ضرب‌المثل درآمد و هرگاه کسی عهدشکنی کند و قابل اعتماد نباشد، این عبارت را به کار می‌برند.

اگر دوست دارید همهٔ ضرب‌المثل‌های فارسی را یاد بگیرید، کافی است روزی ۱۵ دقیقه وقت بگذارید و با ۱۰ ضرب‌المثل آشنا شوید.
ضرب‌المثل‌های معروف فارسی
نظر شما دربارهٔ این ضرب‌المثل چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *