رفیق ناباب و همراه نادرست

این ضرب‌المثل در مورد کسی به کار می‌رود که در ظاهر دوست و همراه است، اما در عمل باعث زیان و مشکل می‌شود. همان‌طور که یک همسفر باید قابل اعتماد باشد، یک شریک نیز باید درستکار باشد.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” ماست مالی کردن “ را بخوانید.

اگر کسی همراه تو باشد اما در عمل مانند دزد عمل کند، یا اگر شریک تو باشد اما به تو خیانت کند، مصداق این ضرب‌المثل است. این شخص در لباس دوستی، دشمنی می‌کند که آسیبش از یک دشمن آشکار نیز بیشتر است.

برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” مورچه چیه که کله پاچش چی باشه “ را مطالعه کنید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” بی گدار به آب زدن “.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره “ را بخوانید.

این مثل به ما هشدار می‌دهد که در انتخاب دوست و شریک بسیار دقت کنیم. زیرا همراه نادرست نه تنها کمک‌کننده نیست، بلکه ممکن است بزرگ‌ترین مانع موفقیت ما باشد.

شریک دزد و رفیق قافله

در این نوشته، می‌خواهیم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی شریک دزد و رفیق قافله چیست؟

۱. این ضرب‌المثل به کسی اشاره دارد که با هر دو گروه مخالف و موافق، رابطه دوستانه برقرار می‌کند تا از هر دو طرف به نفع خودش استفاده کند. چنین فردی با رفتارهای دورویانه و مصلحت‌جویانه سعی می‌کند همیشه در موقعیت سود قرار بگیرد.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” سنگ بارد و زن زاید و سلطان ز در آید “.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” صلاح مملکت خویش خسروان دانند “.

۲. همچنین این مثل برای توصیف دشمنی به کار می‌رود که در لباس دوست ظاهر می‌شود و با نشان دادن چهره‌ای مهربان و دلسوز، قصد فریب و آسیب زدن دارد.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” آب پاکی روی دست کسی ریختن “ پیدا کنید.

بیشتر بخوانید: ضرب المثل با دزد

برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” از دل برود هر آنکه از دیده برفت “ سری سر بزنید.

داستان (ریشه) ضرب المثل

یک گروه بازرگان قصد داشتند کالاهای بسیار ارزشمندی را به شهری دیگر ببرند و بفروشند. آنها می‌دانستند که با این سفر، سود زیادی به دست خواهند آورد. اما در عین حال، خبر داشتند که در مسیر، راهزنان کمین کرده‌اند و مطمئناً به کاروانشان حمله می‌کنند و همه چیز را غارت خواهند کرد. به همین خاطر، از قبل نقشه‌ای کشیدند تا از دست راهزنان در امان بمانند.

روز حرکت رسید. کاروان به راه افتاد. ساعت‌ها در مسیر بودند تا اینکه شب شد. آنها طبق نقشه گفتند: «امشب اینجا در میان کوه‌ها استراحت می‌کنیم. راهزنان هم مطمئناً مثل همیشه شب حمله می‌کنند. پس بهتر است چیزهای قیمتی خود را زیر خاک پنهان کنیم تا اگر آمدند و دزدیدند، ضرر بیشتری نکنیم.»

اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” چو به گشتی طبیب از خود میازار “ به شما کمک خواهد کرد.

در میان آنها، یک تاجر جوان و تازه‌کار بود که از ترس راهزنان، تمام وجودش را اضطراب گرفته بود. او به جای اینکه کالاهایش را مخفی کند، با خودش فکر کرد: «بهتر است نزد رئیس راهزنان بروم و با آنها توافق کنم تا به دارایی‌های من دست نزنند.»

پس وقتی بقیه مشغول پنهان کردن اجناسشان بودند، او خودش را به کمپ راهزنان رساند. رئیس دزدها را دید و گفت: «آمده‌ام تا با شما معامله‌ای بکنم.»

پرسیدند: «چه معامله‌ای؟»

گفت: «کاروان ما امشب در کوهستان استراحت می‌کند.»

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” مثل بید لرزیدن “.

رئیس راهزنان گفت: «این را خودمان می‌دانیم. حرف اصلی‌ات را بزن.»

تاجر جوان گفت: «آنها می‌دانند شما حمله می‌کنید، برای همین چیزهای باارزششان را زیر خاک پنهان کرده‌اند. من حاضریم جای دقیق آن‌ها را به شما نشان دهم، به شرطی که به کالاهای من کاری نداشته باشید و بعد از غارت، بخشی از غنیمت را هم به من بدهید.»

راهزن قبول کرد. تاجر جوان نزد کاروان برگشت و حتی در پنهان کردن وسایل به دیگران کمک کرد. شب شد و همه خوابیدند. او نیز پس از علامت‌گذاری محل اموال دوستانش، با خیال راحت کنار کالاهای خودش که چیزی از آن را مخفی نکرده بود، خوابید.

صبح که کاروان بیدار شد، با تعجب دید که راهزنان دقیقاً سراغ اموال پنهان شده رفته‌اند و همه را دزدیده‌اند. همه ناراحت شدند و پس از مدتی تأسف خوردن، با دل‌شکسته به راهشان ادامه دادند.

در میان راه، تاجر جوان که ناله‌های دیگران را می‌شنید، به آن‌ها گفت: «اتفاقی است که افتاده و نمی‌شود گذشته را برگرداند. من دیگر حوصله ناله‌های شما را ندارم. من زودتر خودم را به شهر می‌رسانم.»

او از کاروان جدا شد و قبل از رفتن به شهر، نزد راهزنان رفت و سهم خود از اموال دزدیده شده را گرفت. سپس با سرعت به شهر رفت تا هم کالاهای خودش را بفروشد و هم اجناس دوستانش را، و چندین برابر سود کند.

تاجر جوان به شهر رسید و همه کالاها را با قیمت بالا فروخت و سود زیادی کرد. چند ساعت بعد، وقتی بقیه کاروان به شهر رسیدند، یکی از بازرگانان برای استراحت و فروش باقی‌مانده اجناسش، به یک مغازه رفت. ناگهان چشمش به چند پارچه و وسیله گران‌قیمت افتاد که متعلق به خودش بود.

از مغازه‌دار پرسید: «این‌ها را از چه کسی خریدی؟»

مغازه‌دار گفت: «از یک تاجر جوان که امروز صبح به شهر آمد.»

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت بود ” + داستان.

مرد پرسید: «اگر دوباره ببینی، می‌شناسی‌اش؟»

جواب داد: «آری.»

آن مرد نزد بقیه اعضای کاروان رفت و ماجرا را تعریف کرد و گفت: «تاجر جوان به ما خیانت کرده! انگار هم با ما بود، هم با راهزنان! دیشب که ناگهان غیبش زد، باید شک می‌کردیم!»

«توجه کردید که هیچ کدام از کالاهایش دزدیده نشد؟ علاوه بر این، بخشی از اموال ما را هم دزدیده و اینجا فروخته. من چند قلم از اجناس خودم را در مغازه دیدم که او فروخته! بیایید برویم نزد قاضی و از او شکایت کنیم.»

اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” مثل سگ پشیمان است ” + داستان به شما کمک خواهد کرد.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” پا را از گلیم خود درازتر کردن “ را مطالعه کنید.

همه با هم و به همراه چند مغازه‌دار که تاجر جوان را دیده بودند، نزد قاضی رفتند و ماجرا را تعریف کردند. قاضی دستور داد او را سریع پیدا کرده و دستگیر کنند.

تاجر جوان را دستگیر کردند و دادگاه او را محکوم کرد که خسارت همه دوستانش را جبران کند. او مجبور شد همه دارایی‌هایش را بفروشد و پول دیگران را بدهد. نه تنها سودی نبرد، بلکه ضرر هم کرد و برای آزادی از زندان، همه چیز خود را از دست داد و خوار و ذلیل شد. دوستانش نیز از او خشمگین شدند و گفتند: «تا تو باشی، رفیقِ قافله، شریک دزد می‌شوی!»

 

توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” گنجشک را رنگ میکنه جای قناری میفروشه “ ادامه دهید.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید ” + داستان پیدا کنید.

اختصاصی-مدیر تولز
پیشنهادی: معنی ضرب‌المثل جانماز آب کشیدن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *