این ضرب‌المثل برای افرادی به کار می‌رود که تازه به موفقیت یا جایگاه بالاتری رسیده‌اند و رفتار و برخوردشان با اطرافیان تغییر کرده است. این مثل با طنز و کنایه به این افراد یادآوری می‌کند که گذشته را فراموش نکنند.

داستان پشت این ضرب‌المثل معمولاً این‌گونه روایت می‌شود:
فردی فقیر که لباس کهنه و مندرس می‌پوشید، عادت داشت با دیگران صمیمی باشد و در کنار آنان روی زمین بنشیند و غذا بخورد. روزی او ثروتمند شد و لباس‌های نو و گران‌قیمت به تن کرد. وقتی برای مهمانی رفت و دید غذا پلوست، به جای نشستن روی زمین، کنار دیوار ایستاد. وقتی از او دلیل این کار را پرسیدند، با اشاره به آستین نواش گفت: “آستین نویم نمی‌گذارد پلو بخورم!” یعنی حالا که وضعم بهتر شده، نمی‌توانم مثل سابق رفتار کنم.

برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” طاقتم طاق شد “ مراجعه کنید.

برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” برو کار می کن مگو چیست کار ” + داستان سری سر بزنید.

این ضرب‌المثل به ما می‌گوید که برخی افراد با رسیدن به موفقیت یا پولدار شدن، متکبر می‌شوند و خود را از دوستان و آشنایان سابقشان بالاتر می‌بینند.

آستین نو بخور پلو

در این نوشته، با مفهوم و معنای واقعی این ضرب‌المثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. با ما در مدیر تولز همراه باشید.

معنی آستین نو بخور پلو یعنی چه؟

کسی که فقط به خاطر لباس زیبا و ظاهر فردی، او را به مهمانی دعوت می‌کند، در واقع به خود آن شخص اهمیت نمی‌دهد، بلکه به لباسش اهمیت می‌دهد. پس بهتر است غذا را به لباسش بدهد، نه به خودش!

این ضرب‌المثل معمولاً برای افرادی به کار می‌رود که فقط بر اساس ظاهر دیگران به آن‌ها احترام می‌گذارند. اگر کسی ظاهر ساده یا معمولی داشته باشد، نزد این افراد کمتر مورد احترام قرار می‌گیرد.

در ادامه داستانی درباره این ضرب‌المثل وجود دارد که با خواندن آن، بهتر می‌توانید مفهومش را درک کنید:

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل “چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده “ را بخوانید.

توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” باد به غبغب انداختن “ را حتماً بخوانید.

داستان ضرب المثل و ریشه آن

یک روز، مرد پولدار و ثروتمندی، ملا نصرالدین را به مهمانی در خانه‌اش دعوت کرد. آن روز، ملا مشغول کار در مزرعه بود و وقت نکرد به خانه برگردد و لباس تمیز و نو بپوشد. به همین خاطر، با همان لباس کار و خاکی به مهمانی رفت.

برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” این دغل دوستان که می بینی، مگسانند گرد شیرینی “ سری سر بزنید.

توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” سبیلش را چرب کرد “ ادامه دهید.

وقتی وارد شد، هر بار که مهمان تازه‌ای می‌رسید، به او می‌گفتند: “یک کم به آن طرف‌تر برو.” ملا هم کمی جابه‌جا می‌شد. این کار آنقدر تکرار شد تا اینکه ملا نصرالدین به انتهای مجلس رسید و کنار کفش‌های مهمانان نشست.

وقتی میوه آوردند، او در همان جا میوه‌اش را خورد؛ اما از رفتار مهمان‌ها بسیار ناراحت و عصبانی بود. برای همین، قبل از آمدن غذا، بی‌سر و صدا از مجلس بیرون رفت و به خانه رفت. بهترین لباس‌هایش را از صندوق بیرون آورد و پوشید و دوباره به مهمانی برگشت.

این بار، همه مهمان‌ها که قبلاً به او توجهی نداشتند، با گرمی از او استقبال کردند و با احترام از او خواستند که بالا بنشیند. به این ترتیب، ملا را به جایگاهی در بالای مجلس نشاندند.

اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” آه در بساط نداشتن “ را از دست ندهید.

وقتی غذا آوردند، ملا نصرالدین قاشق را برداشت و به جای آن که غذا را در دهان بگذارد، روی آستین لباسش ریخت و گفت: “بخور آستین نو، بخور پلو!”

همه از این کارش شوکه شدند و پرسیدند: “ملا، چرا این کار را می‌کنی؟!”

ملا نصرالدین با لبخند پاسخ داد: “من همان آدم قبلی هستم. وقتی با لباس کهنه آمدم، کسی به من توجه نکرد و همه از من فاصله گرفتید. حالا که لباس نو پوشیده‌ام، با من این‌طور مهربان شده‌اید. پس شما مرا دعوت نکرده بودید، بلکه لباس مرا دعوت کرده‌اید! این هم سهم لباس من از غذا!”

با شنیدن این حرف، همه مهمانان و صاحبخانه شرمنده شدند و از ملا عذرخواهی کردند. از آن روز به بعد، این داستان تبدیل به ضرب‌المثلی شد برای افرادی که فقط به ظاهر دیگران توجه می‌کنند و بر اساس لباس و وضع ظاهری به کسی احترام می‌گذارند.

برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است “ سری سر بزنید.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری “ مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *