کتابخوانی پنجرهای به دنیایی بزرگتر از آنچه میشناسیم، باز میکند. وقتی کتاب میخوانیم، گویی سفر میکنیم؛ به شهرها و کشورهایی میرویم که هرگز نبودهایم، با آدمهای تازهای آشنا میشویم و از تجربههای آنها درس میگیریم. کتاب به ما کمک میکند تا دنیا را بهتر بفهمیم و با فرهنگها و دیدگاههای مختلف آشنا شویم.
خواندن کتاب، ذهن ما را تقویت میکند. همانطور که ورزش، بدن ما را قوی میکند، کتابخواندن هم مغز ما را پرورش میدهد. دایره لغات ما بیشتر میشود، بهتر میتوانیم فکر کنیم و مسائل را راحتتر حل کنیم. کتاب به ما یاد میدهد چطور بهتر حرف بزنیم و بنویسیم.
علاوه بر این، کتاب بهترین یار و همراه است. در تنهایی، ما را تنها نمیگذارد و در زمانهای سخت، میتواند دلداریمان دهد و به ما آرامش ببخشد. کتابها به ما courage و امید میدهند و نشان میدهند که ما در بسیاری از مشکلات، تنها نیستیم.
در پایان، کتاب خواندن تنها ورق زدن کاغذ نیست؛ بلکه روشن کردن چراغ دانش و فهم در ذهن ماست. این عادت زیبا، نه تنها امروز، بلکه در تمام طول زندگی، راهنمای خوبی برای ما خواهد بود.

کتابخوانی پنجرهای به دنیایی بزرگتر از آنچه میشناسیم، باز میکند. گاهی ما در زندگی روزمره تنها یک داستان را تجربه میکنیم، اما با خواندن کتابها میتوانیم هزاران زندگی مختلف را ببینیم و احساسات گوناگونی را درک کنیم.
کتاب مثل کشتی است که ما را به سفرهای دور و دراز میبرد؛ بدون آن که از جایی حرکت کنیم. گاهی به گذشتههای دور سفر میکنیم و گاهی به آیندههایی که هنوز نیامدهاند. کتاب به ما پرواز میآموزد؛ پرواز بر فراز کوهها، شهرها و حتی بر فراز تخیلاتمان.
خواندن کتاب، ذهن ما را گسترده میکند و کلمات، همچون دانههایی هستند که در خاک ذهن ما جوانه میزنند و بعدها به درختانی پربار تبدیل میشوند. کتاب خواندن فقط یادگیری نیست؛ یک ماجراجویی شیرین و یک همصحبتی بیپایان با نویسندگان و قهرمانان داستانهاست.
پس بیایید کتاب را به عنوان دوستی صمیمی بپذیریم؛ دوستی که همیشه هست، حرف دارد و هرگز تنهاهایمان نمیگذارد.
موضوع انشا چرا کتاب میخوانیم
خواندن کتاب برای من یک کار بسیار لذت بخش و سودمند است. هر بار که کتابی را باز میکنم، حس میکنم به سرزمین تازهای پا گذاشتهام. این سرزمین پر از ماجراهای گوناگون، دانش تازه و آدمهای متفاوت است. کتابها مثل یک دروازه جادویی هستند که مرا به دنیاهایی ناشناخته میبرند. در آن دنیاها میتوانم همه چیز پیدا کنم؛ از رویدادهای تاریخی گرفته تا رویاها و خیالهایی که فقط در صفحات کتابها زنده میشوند.
یکی از اصلیترین دلایلی که کتاب میخوانم این است که کتابها به یادگیری من کمک زیادی میکنند. در مدرسه معلمان چیزهای زیادی به ما یاد میدهند، اما با مطالعه کتاب میتوانم آن اطلاعات را بهتر و عمیقتر بفهمم. مخصوصاً کتابهایی که درباره علوم مختلف، تاریخ یا حتی داستانهای پندآموز نوشته شدهاند، ذهن مرا باز میکنند و باعث میشوند نگاهم به زندگی و محیط اطراف گستردهتر شود. هر کتابی که میخوانم، حس میکنم چیز تازهای یاد گرفتهام و این حس فوقالعاده است.
دلیل دیگر کتاب خواندن، آرامشی است که به من میدهد. وقتی غرق یک داستان جالب میشوم، همه فکر و ذکرم معطوف آن میشود. بعضی وقتها از درس و مشق مدرسه خسته میشوم، اما با خواندن کتاب به دنیایی پناه میبرم که در آن نه کسی از من توقعی دارد و نه مشکلی وجود دارد. این لحظات برایم بسیار دوستداشتنی هستند. در دنیای کتابها میتوانم از زندگی روزمره فاصله بگیرم و خودم را جای قهرمانان داستان بگذارم.
کتاب خواندن دایره لغات من را هم گستردهتر میکند. هر بار که با واژههای تازهای روبهرو میشوم، سعی میکنم معنی آنها را بفهمم و در حرف زدن یا نوشتن از آنها استفاده کنم. این کار باعث میشود بهتر و روانتر صحبت کنم و منظور خود را دقیقتر بیان کنم. در حقیقت، کتابها به من یاد میدهند چطور افکارم را به خوبی به دیگران منتقل کنم.
کتابها مرا به دنیای شخصیتهای مختلف میبرند و با موقعیتهای تازه آشنا میکنند. با خواندن داستانها، با احساسات و زندگی دیگران آشنا میشوم و گویی مدتی در کنار آنها زندگی میکنم. این آشنایی باعث میشود به آدمهای واقعی بیشتر احترام بگذارم و دنیا را با نگاه بهتری ببینم.
در پایان، کتاب خواندن مرا به فردی بهتر و داناتر تبدیل میکند. با مطالعه، یاد میگیرم بیشتر فکر کنم و به آنچه در اطرافم میگذرد توجه داشته باشم. به همین خاطر، برای من کتاب خواندن فقط یک تفریح نیست، بلکه یک نیاز مهم است که باید همیشه به آن بپردازم.
انشا در مورد کتاب
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی