با پایان یافتن روزهای سرد زمستان و گرم شدن هوا، کوچ بزرگ عشایر آغاز میشود. عشایر که تمام فصل سرما را در مناطق گرمسیری یا قشلاق گذراندهاند، اکنون با caravans of animals and belongings خود را به سوی مناطق خنکتر ییلاقی به راه میاندازند.
این سفر طولانی، کاری سخت و طاقتفرسا اما پر از خاطره و زیبایی است. همه اعضای خانواده، از پیر تا جوان، در این کوچ مشارکت دارند. مردان و زنان با همکاری هم، بار و بنه را میبندند و مسیرهای طولانی و گاهی صعبالعبور را طی میکنند تا به چراگاههای سرسبز و ییلاقات خنک برسند.
هدف اصلی از این کوچ، پیدا کردن مراتع تازه و آب و هوای مناسب برای دامهاست. دامها، سرمایه اصلی زندگی عشایری هستند که شیر، گوشت و پشم آنان مایه معیشت این خانوادههاست. رسیدن به ییلاق، برای عشایر مانند رسیدن به خانه دوم است. در آنجا چادرهای خود را برپا میکنند و برای چند ماه، زندگی در دل طبیعت را تجربه میکنند.
این کوچ نشانی از هماهنگی عمیق انسان با طبیعت و فصلهاست. عشایر با دانشی که از گذشتگان به ارث بردهاند، میدانند چه زمانی باید کوچ کنند و به کجا بروند. این شیوه زندگی، گذشته از تمام سختیها، دارای صلابت، سادگی و آزادی منحصر به فردی است که در کمتر جایی میتوان یافت.

کوچ به ییلاق، سفری به سوی سرزمینهای خنک و سرسبز
این نوشته برای دانشآموزان عزیز تهیه شده است تا با سبک نگارش ادبی و توصیفی و همچنین تقویت مهارت نوشتاری خود آشنا شوند. در ادامه با ما همراه باشید.
موضوع انشا کوچ عشایر به ییلاق
با فرارسیدن بهار، طبیعت جان تازهای میگیرد. گلها شکوفا میشوند، درختان سبز و خرم میشوند و آواز خوش پرندگان در فضا پیچیده است. این دگرگونیها تنها برای ما نیست، بلکه برای عشایر نیز نشانهای است برای کوچ به سوی ییلاق.
ییلاق، سرزمینی دلانگیز است. دشتهای سرسبزش بیپایان به نظر میرسند، رودخانههایش پرآب و زلال است و هوای کوهستان، جان آدمی را تازه میکند. عشایر با چادرهای سیاه و رمههای پرشمارشان به این سرزمین زیبا کوچ میکنند. کوچ آنان تنها یک جابجایی ساده نیست؛ این یک رسم کهن است که از پدرانشان به ارث رسیده است.
کوچ یعنی دل کندن از آنچه داری و شروع زندگی تازه. یعنی ترک خانههای امن و پناه بردن به طبیعتی که گاه سخت و بیرحم است. اما عشایر به این دشواریها خو گرفتهاند. آنان با طبیعت یکی شدهاند و از آن میآموزند که چطور با کمترین امکانات هم زندگی کنند. در مسیر کوچ، مناظر زیبایی دیده میشود: گلههای گوسفند و بز که آرام حرکت میکنند، اسبهای تیزپا و کودکانی که با لبخند بر اسبها سوارند. همه این صحنهها، تصویری از زندگی ساده و بیآلایش را نشان میدهد.
وقتی عشایر به ییلاق میرسند، چادرهای خود را برپا میکنند و به کار دامداری میپردازند. مردان گلهها را برای چرا میبرند و زنان به تولید فرآوردههای دامی مانند ماست، پنیر و کره مشغول میشوند. شبها همه دور آتش جمع میشوند و داستانهای قدیمی را برای هم بازگو میکنند. زندگی در ییلاق، سرشار از آرامش و زیبایی است. اما این آرامش همیشگی نیست. با رسیدن فصل سرما، عشایر ناچارند ییلاق را ترک کنند و به قشلاق برگردند. قشلاق جایی است که زمستانهای سرد و دراز را در آن میگذرانند. کوچ عشایر، چرخهای بیپایان است؛ سفر همیشگی میان دو نقطه متضاد: ییلاق و قشلاق. این سفر، نماد زندگی است؛ زندگیای پر از فراز و فرود، اما در عین حال زیبا و پرارزش.
سنت کوچ عشایر به ما یادآوری میکند که به طبیعت احترام بگذاریم. زندگی فقط در شهرها و ساختمانها جریان ندارد، بلکه در دل طبیعت و در کنار دامها و چادرها نیز میتواند بسیار زیبا و شادیبخش باشد.
انشا درباره سفر به کویر
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی