اگر من قانونگذار بودم
اگر من مسئول نوشتن قوانین کشور بودم، اولین کاری که میکردم این بود که به فکر مردم باشم. سعی میکردم قوانینی بنویسم که زندگی را برای همه آسانتر و عادلانهتر کند.
برای یادگیری پیشرفته، به انشا درباره زمین سخاوتمند و انسان بیتفاوت مراجعه کنید.
یکی از مهمترین کارها، مبارزه جدی با گرانی و سختگیری در برخورد با کسانی بود که کالاها را با قیمت بسیار بالا میفروشند. من قانونی میگذرانم که هیچ کس نتواند اجناس ضروری مثل نان، دارو و مسکن را گران بفروشد تا همه مردم، حتی آنهایی که پول زیادی ندارند، بتوانند نیازهای اولیه خودشان را برآورده کنند.
به فکر بچه ها هم بودم. قانونی مینوشتم که همه کودکان بتوانند به مدرسههای خوب بروند و امکانات تحصیلی در همه جای کشور، چه در شهرهای بزرگ و چه در روستاهای دور، یکسان باشد. تحصیل برای همه باید رایگان و باکیفیت باشد.
همچنین برای سالمندان و افراد کمدرآمد هم فکر میکردم. حقوق بازنشستگی را به اندازهای بالا میبردم که آنها بتوانند بدون نگرانی زندگی راحتی داشته باشند و مجبور نباشند در سنین بالا کار کنند.
در نهایت، اگر من قانونگذار بودم، سعی میکردم صدای همه مردم، بهویژه افراد ضعیفتر جامعه باشم و قوانینی بنویسم که راستی و درستی و مهربانی در آن حکمفرما باشد.

اگر من قانونگذار بودم
برای گسترش دانش خود، مقاله انشا در مورد خاطرات یک درخت کهنسال را مطالعه کنید.
تصور کنید که من قدرت نوشتن قوانین را داشتم. در آن صورت، دنیای اطرافمان چگونه میشد؟ چه چیزهایی تغییر میکرد و چه آرزوهایی به واقعیت میپیوست؟
اگر من قانونگذار بودم، اولین قانونم مهربانی میبود. مهربانی را مانند نانی گرم، ضروری و همگانی میکردم. در این قانون، هیچ کس حق نداشت قلب دیگری را بشکند و همه موظف بودند که مانند برگهای یک درخت، در کنار هم با آرامش زندگی کنند.
اگر من قانونگذار بودم، برای کودکان قانون شادی مینوشتم. هر کودکی باید حق داشته باشد در آسمان آبی، پرواز کند و رویای رنگینکمانی خود را با چشمانی پر از نور ببیند. مدرسه باید باغی میشد پر از قصه و بازی، نه مکانی سرد برای شمارش ساعات.
اگر من قانونگذار بودم، برای طبیعت پاسداری میکردم. رودها، کوهها و جنگلها، گنجینههای زمین هستند. در قوانین من، هر که آسیبی به این گنجینهها برساند، گناهی بزرگ مرتکب شده است.
توصیه میشود به مطالعه مقاله انشا در مورد اگر من یک مداد بودم ادامه دهید.
و در پایان، اگر من قانونگذار بودم، صلح را بر فراز همه جهان به پرواز درمیآوردم. در قوانین من، جنگ و دشمنی جایی نداشت. به جای تفنگ، دستهای انسانها به سوی یکدیگر دراز میشد و جهان، خانهای میشد برای همه ما.
اینها رویاهای من است، روزی که قلم قانونگذاری به دست بگیرم.
موضوع انشا در مورد اگر من قانونگذار بودم 👨⚖️
اگر من قانونگذار بودم
وظیفه قانونگذاری، کاری بسیار بااهمیت و جذاب است. یک قانونگذار خوب باید بتواند قوانینی تصویب کند که هم به نفع مردم باشد و هم به طبیعت آسیب نرساند.
اگر من چنین قدرتی داشتم، اول از همه قانونی برای مبارزه با ریختن زباله وضع میکردم. طبق این قانون، هر کس در خیابان، پارک یا هر جای دیگر زباله بریزد، جریمه میشود و برای مدتی حق استفاده از خدمات عمومی مانند اتوبوس را از دست میدهد. همچنین قانونی میگذرانم که همه مردم موظف باشند به عقاید یکدیگر احترام بگذارند و به هم ظلم نکنند. علاوه بر این، سعی میکردم قانونی تصویب کنم که به همه خانوادهها بنزین با قیمت کمتری برسد تا کمی از هزینههای زندگی آنها کاسته شود.
در زمینه آموزش هم اقدامات زیادی انجام میدادم. اگر من قانونگذار بودم، دستور میدادم در همه مدارس و دانشگاهها، کلاسهای هنری و ورزشی متنوعی برگزار شود. دانشآموزان باید بتوانند بر اساس علاقهشان در کلاسهایی مثل خوشنویسی، نقاشی، نمایش، موسیقی، خیاطی یا نجاری شرکت کنند. همچنین هر مدرسه موظف باشد سالی یک یا دو بار، دانشآموزان را به اردوهای علمی و تفریحی خارج از شهر ببرد تا هم چیزهای تازه یاد بگیرند و هم لحظات شادی را تجربه کنند.
به فکر خانوادههای نیازمند هم بودم. قانونی وضع میکردم که هر ماه کمک مالی بیشتری علاوه بر یارانه به آنها پرداخت شود. تلاش میکردم کاری کنم که هیچ کودکی مجبور نباشد در چهارراهها کار کند. همچنین به کسانی که در فضاهای عمومی گل و گیاه میکارند، پاداش داده شود تا هم شهرمان زیباتر شود و هم مردم به کاشت گیاهان تشویق شوند.
یک قانونگذار واقعی باید قوانینی تصویب کند که آرامش، رفاه و شادی مردم را تأمین کند. حالا شما هم فکر کنید، اگر شما به جای قانونگذار بودید، چه قوانینی برای بهتر شدن زندگی مردم وضع میکردید؟