انشا از زبان کولر

انشا از زبان کولر

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

در گرمای یک روز تابستانی، من، یک کولر قدیمی، در گوشه‌ای از خانه ایستاده‌ام. کار من این است که هوای خنک و تازه را به همه جای خانه بفرستم.

بدن من از دو بخش اصلی تشکیل شده: یک قسمت در داخل خانه و یک قسمت در بیرون از خانه. قسمت بیرونی مثل یک موتور قوی است که کار می‌کند تا قسمت درونی بتواند هوای خنک تولید کند.

وقتی روشن می‌شوم، یک مایع مخصوص داخل لوله‌های من شروع به گردش می‌کند. این مایع، گرمای هوای داخل خانه را به خودش جذب می‌کند. سپس به قسمت بیرونی می‌رود و آنجا گرمای جمع‌شده را در هوای بیرون رها می‌کند. بعد دوباره خنک می‌شود و به داخل برمی‌گردد. این چرخه، مدام تکرار می‌شود.

من هوای گرم را می‌گیرم و در عوض، هوای خنک و مطبوع به شما هدیه می‌دهم. وقتی می‌بینم بچه‌ها بعد از بازی به من پناه می‌آورند یا خانواده در کنار هم با آرامش استراحت می‌کنند، خیلی خوشحال می‌شوم.

من هم مثل هر وسیله دیگری به مراقبت نیاز دارم. تمیز کردن فیلترهایم و سرویس دوره‌ای، باعث می‌شود همیشه سالم بمانم و بتوانم بهتر کار کنم.

من، این کولر قدیمی، سعی می‌کنم در روزهای گرم تابستان، یار و یاور خانواده باشم و با تولید هوای خنک، آرامش و راحتی را برای آنان به ارمغان بیاورم.

انشا از زبان کولر

من یک کولر قدیمی هستم که سال‌هاست در این اتاق ایستاده‌ام. دوست دارم داستان زندگی خود را برایتان تعریف کنم.

تابستان که می‌شود، کار من شروع می‌گردد. با روشن شدن کلیدم، باد خنکی از درونم بیرون می‌آید که گرمای اتاق را کمتر می‌کند. من از اینکه می‌توانم در روزهای گرم، هوای خنک و تازه به بچه‌های دانش‌آموز هدیه دهم، بسیار خوشحالم.

وقتی بچه‌ها کنارم می‌نشینند و درس می‌خوانند، من با تمام توانم کار می‌کنم تا آنها احساس راحتی کنند. صدای موتور من مثل یک آهنگ آرام بخش است که فضای اتاق را پر می‌کند.

من شاهد تلاش و کوشش دانش‌آموزان بوده‌ام. دیده‌ام که چطور با وجود گرمای هوا، به درس خواندن ادامه می‌دهند. این صحنه‌ها مرا هم خوشحال می‌کند و انگیزه بیشتری برای کار کردن پیدا می‌کنم.

امیدوارم همیشه بتوانم همراه خوبی برای دانش‌آموزان در روزهای گرم تابستان باشم.

انشا ادبی از زبان کولر

چه چیزی است که در تابستان های داغ، به آن نسیم بهشت می گویند؟ بله، کولر! از زمانی که انسان ها به فکر پیدا کردن راهی برای خنک کردن هوا و ایجاد آرامش در روزهای گرم افتادند، ساخت کولر به یکی از چیزهای مهم زندگی تبدیل شد. من یکی از انواع کولرها هستم. من با آب کار می کنم و همیشه با کولر گازی ای که روبرویم نصب شده در حال رقابت هستم. باید قبول کنم که تا حالا در این مسابقه تابستانی، او برنده شده است.

من به عنوان یک کولر آبی، برای اینکه بتوانم با رقیب گازی ام برابری کنم، به فناوری های به روزتری نیاز دارم. با این حال، تمام سعی خود را می کنم تا برای اعضای خانه، هوای تازه و خنک فراهم کنم. البته نمی شود انکار کرد که من ساعات بیشتری نسبت به کولر گازی کار می کنم. من در واقع سه فصل از سال را در خواب به سر می برم. اسم این نوع خواب را در هیچ کتابی ندیده ام. وقتی فیلم اژدها را از تلویزیون تماشا می کنم، با خودم فکر می کنم اگر روزی بین کولر و اژدها نبردی درگیرد، من می توانم در برابر آتشش ایستادگی کرده و پیروز شوم. با وجود تمام خوبی هایی که در هوای گرم دارم، اما برای بچه خانه مضر محسوب می شوم. پنکه من در اتاق او بسته است، چون اگر باد من به او بخورد، بیمار می شود.

می توان گفت که ما کولرها به عنوان یکی از دستاوردهای بزرگ فناوری جدید، نه تنها در خنک کردن و مرطوب کردن هوا نقش داریم، بلکه به خاطر فواید زیادی که داریم، به یک وسیله ضروری در زندگی امروزی تبدیل شده ایم. بنابراین، نقش ما در ساختن زندگی راحت تر و سالم تر برای مردم، بسیار مهم است. از اخبار تلویزیون فهمیده ام که علم خیلی پیشرفت کرده و شاید چند سال دیگر، همه کولرهای آبی مثل من از رده خارج شوند. با اینکه این خبر خیلی نگران کننده به نظر می رسید، اما من فهمیدم که وظیفه خود را به خوبی انجام داده ام و دیگر از تمام شدن کارم ناراحت نیستم.

موضوعات پیشنهادی انشاهای دانش آموزی
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *