ما، یک خانواده کوچک و صمیمی هستیم: من، قاشق، برادرم چنگال و خواهرم کارد. همیشه کنار هم و در کنار بشقاب، سفره را زینت میدهیم.
توصیه میکنیم حتماً مقاله انشا در مورد عید نوروز و سال نو را مطالعه کنید.
در صورت علاقهمندی، مطلب انشا در مورد سیزده بدر را از دست ندهید.
مقاله انشا در مورد وفای به عهد منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
من، قاشق، شکلی گرد و گود دارم. من یار و یاور تو در خوردن سوپهای گرم، برنج نرم و دسرهای خوشمزه هستم. وقتی خستهای و یک قاشق غذای گرم به تو آرامش میدهد، یا وقتی شادمانی و بستنی شیرین را با من میخوری، من خوشحال میشوم که همراه تو هستم. من نماد راحتی و محبت هستم.
برادرم، چنگال، چند شاخه تیز دارد. او در به دام انداختن خوراکیهای سفت مانند ماکارونی و سبزیجات مهارت دارد. گاهی اوقات کمی خشن به نظر میرسد، اما در نهایت هدفش کمک به تو برای لذت بردن از غذاست.
و اما خواهرم، کارد، تیغهای برنده و درخشان دارد. او پیش از همه به میز غذا میآید تا مواد غذایی را برای خوردن آماده کند. تیزش نماد قدرت و نظم است، اما وقتی در کنار من و چنگال قرار میگیرد، مهربانی درونش آشکار میشود.
با هم، ما کامل میشویم. ما سه نفر، در کنار بشقاب، منتظریم تا دستان تو ما را برچینی و با کمک هم، لحظات شیرین و خاطرهانگیز سر سفره را بسازیم. ما ساکتیم، اما حضورمان گویای این است که آمادهایم تا در تجربه طعم زندگی، شریک تو باشیم.
مقاله انشا در مورد شهید حاوی اطلاعات جامعی است.

قاشق و چنگال در گفتگویی دوستانه، داستان زندگی خود را برای دانشآموزان تعریف میکنند. این انشا به صورت تخیلی نوشته شده تا به شما در یادگیری بهتر نوشتن و تقویت مهارتهای نویسندگی کمک کند. در ادامه با ما همراه باشید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی ” + داستان و انشا.
توصیه میکنیم حتماً مقاله 5 انشا درمورد گذشت، فداکاری و ایثار را مطالعه کنید.
موضوع انشا از زبان قاشق و چنگال
من یک قاشق هستم که بیشتر اوقات، همراه دوستم چنگال، کارهایمان را با هم انجام میدهیم. البته گاهی هم تنها از من استفاده میشود. شاید باور نکنید، ولی من از قدیمالایام نبودهام. سالها پیش، مردم با دست غذا میخوردند؛ اما رفتهرفته با پیشرفت انسان و اهمیت پیدا کردن نظافت و سلامت، من و چنگال به دوستان همیشگی مردم تبدیل شدیم.
توصیه میکنیم این مطلب انشا در مورد سفر و مسافرت را حتماً بخوانید.
من شکلها و جنسهای مختلفی دارم: بعضی از ما از پلاستیک یا چوب ساخته شدهایم و بعضی دیگر از استیل که پرکاربردترین نوع ماست. اما همهی ما یک هدف داریم: حمل کردن غذا یا مواد خوراکی، چه به سمت دهان انسان باشد یا به ظرفی دیگر.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” بار کج به منزل نمی رسد ” + انشا و داستان را مطالعه کنید.
من و چنگال، روزهای خوب و بد زیادی را پشت سر گذاشتهایم. گاهی از هم جدا افتادهایم و مجبور شدهایم تنها کار کنیم و گاهی هم در کنار هم، با شادی و همکاری، بهترین نتیجه را گرفتهایم.
چنگال معمولاً به کار من نظم میدهد. فکر کنید اگر چنگال نباشد، چطور میتوان برنج را طوری داخل قاشق گذاشت که نریزد؟ چنگال است که سرعت کار را بیشتر میکند و همه چیز را مرتب درون من میچیند.
یادم میآید یک روز چنگال را سر سفره نیاورده بودند. من آن روز خیلی ناراحت بودم و دیگر دلم نمیخواست کار کنم. برنج از داخل من میریخت و سالاد کاهو هم در من جا نمیشد. آن روز واقعاً برایم مثل یک کابوس بود. بعدها از چنگال شنیدم که او هم روزهای سختی را تجربه کرده. همان موقع بود که ما با هم دوست شدیم و قول دادیم دیگر از هم جدا نشویم.
برای یادگیری پیشرفته، به انشا ادبی در مورد انسانیت مراجعه کنید.
اما اگر بخواهم از روزهای خوبمان بگویم، باید به شما از مهمانیهای خانوادگی بگویم؛ وقتی با هم هستیم، صدای خنده و شادی ما را میشنوید. اگر کمی دقت کنید، صدای به هم خوردن من و چنگال که فضای سفره را پر میکند، در واقع صدای شادی و پایکوبی ماست. در این شادی، بشقاب هم با ما همراه میشود و صدای برخورد من و چنگال با بشقاب، یک سمفونی زیبا میسازد.
راستی، ما بچهها را خیلی دوست داریم. آنها تازه در حال یادگیری هستند که چطور از ما استفاده کنند. من و چنگال به هم قول دادهایم همیشه به کودکان کمک کنیم تا استفاده از ما را زودتر یاد بگیرند.
اما حالا دوست دارم شما هم قولی به ما بدهید! شما که به وجود من در کنار غذاخوردن عادت کردهاید، لطفاً هیچوقت چنگال را از سفرهتان حذف نکنید. قاشق و چنگال، دوستان جدانشدنی هم هستند…
موضوعات پیشنهادی برای انشاهای دانش آموزی
انشا اختصاصی _ نویسنده: محیا بخشی فرد