
انشا در مورد قضاوت
قضاوت کردن درباره دیگران کاری است که خیلی از ما، گاهی بدون این که خودمان هم متوجه باشیم، انجام میدهیم. یعنی فقط با یک نگاه

قضاوت کردن درباره دیگران کاری است که خیلی از ما، گاهی بدون این که خودمان هم متوجه باشیم، انجام میدهیم. یعنی فقط با یک نگاه

مطالعه، پنجرهای به سوی دنیایی بزرگ و شگفتانگیز است. وقتی یک کتاب را باز میکنیم، گویی درب خانهای جدید به روی ما گشوده میشود. میتوانیم

قهرمان زندگی من همه آدمها در زندگی یک قهرمان دارند. کسی که همیشه در قلبشان جا دارد و دوست دارند شبیه او باشند. بعضیها قهرمانان

یک روز آفتابی و زیبا، پدرم به من پیشنهاد داد که با هم به کنار رودخانه برویم و ماهیگیری کنیم. من با خوشحالی این پیشنهاد

یکی از زیباترین هدیههایی که بزرگان برای ما به جا گذاشتهاند، نصیحتهای پرمهر و خردمندانه آنهاست. این سخنان، مانند چراغی روشن، راه زندگی را برای

من یک دختر هستم. این سادهترین و زیباترین تعریفی است که از خودم دارم. بودن من به عنوان یک دختر، پر از زیباییها و ویژگیهای

حسادت یک احساس درونی است که وقتی در وجود ما رخنه میکند، آرامش را از ما میگیرد. این حس معمولاً زمانی به سراغمان میآید که

طوطی پرندهای زیبا و با هوش است که اغلب آن را در قفس نگه میدارند. او پرهای رنگارنگ و درخشانی دارد و میتواند مانند انسانها

رنگ سبز، رنگ مورد علاقه من است. این رنگ زیبا را همه جا میتوان دید؛ در برگ درختان، در سبزههای نرم و در بسیاری از

رنگ قرمز، رنگی است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. این رنگ پرحرارت و پرانرژی، همه جا خودنمایی میکند. از خورشید داغ که