
انشا درباره چرا به مدرسه میرویم؟
ما هر روز صبح از خواب بیدار میشویم، لباسهایمان را میپوشیم و با کیف و کتاب راهی مدرسه میشویم. اما آیا تا به حال فکر

ما هر روز صبح از خواب بیدار میشویم، لباسهایمان را میپوشیم و با کیف و کتاب راهی مدرسه میشویم. اما آیا تا به حال فکر

خیالپردازی مثل یک دنیای جادویی است که در ذهن ما قرار دارد. در این دنیا، هیچ چیز غیرممکن نیست. ما میتوانیم روی ابرها راه برویم،

چشمهای ما، این دو نگهبان کوچک، یکی از شگفتانگیزترین هدیههای خداوند به ما هستند. آنها مانند دو پنجرهی روشن هستند که دنیای پر از رنگ

امروز میخواهم دربارهٔ یکی از بهترین ساعتهای هفته برایم بنویسم: کلاس زبان انگلیسی. وقتی زنگ کلاس انگلیسی به صدا درمیآید، انگار در به روی دنیایی

در گوشهای از مدرسه، کلاسی هست که بوی کهنهی کتابهایش با نوای قناریها درمیآمیزد. اینجا، کلاس ادبیات است؛ جایی که واژهها به پرواز درمیآیند و

در این روزها، کلاسهای درس ما شکل تازهای به خود گرفتهاند. دیگر از نشستن روی نیمکتهای چوبی و نگاه کردن به تخته سیاه کلاس خبری

**بهترین روز زندگی من** اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در انشای طنز و غیر طنز کمک به همسایه ها (سری 2) پیدا کنید.

یک دانشآموز نمونه و موفق چه ویژگیهایی دارد؟ دانشآموز موفق فقط کسی نیست که نمرههای عالی میگیرد. موفقیت او ابعاد گوناگونی دارد. او فردی بااخلاق

گاهی پیش میآید که یک چیز کوچک و بیآزار، میتواند ترسی بزرگ در دل ما ایجاد کند. برای بسیاری از افراد، از جمله من، آن

در این انشا میخواهم درباره نقشهها و برنامههایی که برای آیندهام دارم بنویسم. همه ما برای فردای خود آرزوها و اهدافی داریم و من هم