انشا از زبان کتاب ریاضی

من یک کتاب ریاضی هستم. از وقتی که به دست تو رسیدهام، روزهای جالبی را پشت سر میگذارم. گاهی در کولهپشتی تو قایم میشوم و با کتابهای دیگر همسفر میشوم. گاهی روی میز درس، کنار دست تو باز میمانم و با هم مسائل تازهای را کشف میکنیم. صفحههای من پر از عدد و شکل است. […]
انشا در مورد سفر به شیراز

سفر به شیراز، گنجینهای از خاطرات زیبا تصور کنید به شهری سفر کردهاید که نفسهای تاریخ را میتوان در هوایش حس کرد. شیراز، این شهر شعر و ادب، با هوای لطیف و باغهای سرسبزش، مانند بهشتی در دل ایران است. وقتی پا به این شهر میگذارید، اولین چیزی که توجه شما را جلب میکند، عطر […]
انشا در مورد جنگ

در این انشا میخواهم دربارهٔ یکی از تلخترین اتفاقات دنیا، یعنی جنگ، بنویسم. جنگ مانند یک هیولای بزرگ و ترسناک است که وقتی به یک کشور حمله میکند، فقط ساختمانها را خراب نمیکند، بلکه قلب آدمها را نیز میشکند. وقتی جنگ شروع میشود، دیگر خبری از زندگی عادی و شادیهای کوچک نیست. به جای صدای […]
انشا از زبان نابینا

من دنیا را با چشمانم نمیبینم، اما با تمام وجودم آن را حس میکنم. دنیای من پر از صداها، بوها، بافتها و احساسات است. وقتی صبح از خواب بیدار میشوم، اولین چیزی که به من صبح بخیر میگوید، نور خورشید است که گرمای نرمش را روی پوست صورتم پخش میکند. صدای پرندهها از پشت پنجره […]
انشا از زبان گلدان

من یک گلدان ساده هستم. روزی، یک دست کوچک و مهربان مرا از قفسه فروشگاه برداشت و به خانه جدیدم آورد. این خانه، اتاق یک دانش آموز است. من در کنار پنجره ایستادهام و هر روز شاهد درس خواندن و رویاپردازی او هستم. گاهی که از درس خسته میشود، به من نگاه میکند و آرام […]
انشا اگر من طوطی بودم

اگر من به جای یک دانش آموز، یک طوطی رنگارنگ و زیبا بودم، زندگی من چگونه میشد؟ در آن صورت، به جای خانه و مدرسه، در لانهای نرم بر روی بلندترین شاخههای یک درخت بزرگ زندگی میکردم. هر روز صبح نه با صدای زنگ ساعت، بلکه با نور خورشید و آواز دلنشین دیگر پرندگان از […]
انشا در مورد شاید فردایی نباشد

گاهی اوقات به این فکر میکنم که شاید فردایی در کار نباشد. شاید امروز، آخرین روزی باشد که نفس میکشم، خورشید را میبینم یا با عزیزانم حرف میزنم. مقاله انشا از زبان یک ستاره به صورت ذهنی حاوی اطلاعات جامعی است. این فکر، غمگینم میکند، اما در عین حال به من میآموزد که چقدر زمان […]
انشا خیالی در مورد برف و آفتاب

وقتی به برف و آفتاب فکر میکنم، دو تصویر زیبا و متضاد در ذهنم شکل میگیرد. از یک طرف، برف را میبینم که آرام و بیصدا میبارد و همه چیز را با پتویی نرم و سفید میپوشاند. انگار دنیا برای چند لحظه ساکت و تمیز شده است. زمین، درختان و پشت بامها، همه زیر این […]
انشا در مورد یادگیری

یادگیری، گنجی است که همیشه با ما میماند. یادگیری فقط خواندن کتابهای درسی و حفظ کردن مطالب برای امتحان نیست. یادگیری، کشف دنیای اطراف ماست. از زمانی که کودک هستیم و راه رفتن و حرف زدن را یاد میگیریم، تا وقتی که بزرگ میشویم و مهارتهای تازه میآموزیم، در حال یادگیری هستیم. یادگیری مانند چراغی […]
انشا در مورد صرفه جویی در مصرف گاز

در این انشا میخواهیم درباره راههای سادهای صحبت کنیم که با رعایت آنها میتوانیم در مصرف گاز طبیعی صرفهجویی کنیم. گاز یک نعمت و سرمایه ملی است و اگر درست از آن استفاده نکنیم، هم به اقتصاد خانواده و هم به کشور آسیب میزنیم. یکی از سادهترین کارها این است که وقتی در خانه نیستیم […]
