
انشا اگر من فرشته بودم
اگر من فرشته بودم اگر من یک فرشته بودم، با بالهای سفید و درخشانم در آسمان پرواز میکردم. اولین کاری که میکردم، این بود که

اگر من فرشته بودم اگر من یک فرشته بودم، با بالهای سفید و درخشانم در آسمان پرواز میکردم. اولین کاری که میکردم، این بود که

اگر من یک برگه کاغذ میبودم، زندگی من پر از داستانهای گوناگون میشد. گاهی روی من نقاشی میکشیدند و من با رنگهای زیبا زنده میشدم.

سفر زیارتی به مشهد اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً انشا اگر من چشمه بودم را بخوانید. خاطره سفر به مشهد همیشه در ذهن

اگر من یک فرشته میبودم، چه کارهای زیبایی میتوانستم انجام دهم. اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً انشا طنز و غیر طنز ربات پیشخدمت

شهربازی دنیای شگفتانگیزی است که پر از هیجان، خنده و شادی است. از دور که نگاه میکنی، چرخوفلک بزرگش مثل یک غول مهربان در آسمان

اگر یک مداد جادویی داشتم، با آن کارهای زیادی میکردم. اول از همه، برای تمام بچههایی که مدرسه ندارند یا وسایل درس خواندن ندارند، یک

من یک چراغ راهنمایی هستم که در تقاطع شلوغی ایستادهام. روزانه چهرههای زیادی را میبینم که با عجله از کنارم رد میشوند. بعضیها خوشحالند، بعضیها

در میان دشت های پهناور و زیر آسمان آبی، من ایستادهام؛ کوهی استوار و قدیمی. سالهای بسیار زیادی است که در اینجا پابرجا ماندهام و

ما همان جنگلی بودیم که روزی نفس زمین بودیم. ما خانه درختان کهن، پناهگاه حیوانات و منبع هوای پاک بودیم. در گذشته، سبز و شاداب

من یک چتر هستم. روزی از روزها، در یک فروشگاه شلوغ و پرازدحام، منتظر صاحبی جدید بودم. از قفسه شیشهای فروشگاه، چترهای رنگارنگ بسیاری را