
انشا در مورد اگر من دانشمند بودم
اگر من یک دانشمند بودم، تمام تلاشم را میکردم تا دنیا را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنم. دوست داشتم با تحقیقاتم مشکلات بزرگی

اگر من یک دانشمند بودم، تمام تلاشم را میکردم تا دنیا را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنم. دوست داشتم با تحقیقاتم مشکلات بزرگی

بدون شک، همه ما در موقعیتهایی قرار گرفتهایم که گفتن کلمه “نه” برایمان بسیار سخت بوده است. چه زمانی که دوستی از ما درخواستی نامعقول

دریا با صدایی که مانند غرشی آرام بود، با ساحل سخن گفت: “همیشه تو در اینجا ایستادهای و هرگز به سوی من نمیآیی. تو تنها

سفر به جنگلهای سرسبز یکی از زیباترین تجربههای زندگی است. وقتی به دل طبیعت میروی و در میان درختان بلند و سبز قدم میزنی، انگار

سفر به شمال ایران تعطیلات عید که شد، خانواده ما تصمیم گرفت به شمال ایران سفر کند. من از شنیدن این خبر خیلی هیجانزده شدم.

سفر، یکی از زیباترین و هیجانانگیزترین تجربههای زندگی است. وقتی از خانه و محل آشنا فاصله میگیری و به جایی جدید میروی، گویی درِ دنیایی

وفای به عهد یعنی وقتی به کسی قول میدهیم، به حرف خودمان پایبند بمانیم و به وعدهای که دادهایم عمل کنیم. این کار یکی از

در این دنیای بزرگ، همه ما انسانها به یکدیگر نیاز داریم. گاهی یک لبخند ساده یا یک دست کمککننده میتواند روز کسی را بسازد. انسانیت

در دل کوهستان، جادهای پرپیچ و خم به آرامی خودنمایی میکند. این جاده، مانند روبانی نقرهفام، دور کوهها حلقه زده و راه خود را به

اقیانوس، این جهان آبی پهناور، همیشه نماد شکوه و رازآلودگی بوده است. گاهی آرام و صلحطلب است و گاهی خروشان و پرخروش، گویی دنیایی است