
انشا در مورد قدردانی از معلم
همیشه در زندگی ما افرادی هستند که مانند چراغی روشن، راه آینده را برایمان روشن میکنند. در این میان، معلمهای عزیز جایگاه ویژهای دارند. آنها

همیشه در زندگی ما افرادی هستند که مانند چراغی روشن، راه آینده را برایمان روشن میکنند. در این میان، معلمهای عزیز جایگاه ویژهای دارند. آنها

کوله پشتی من، دوست خوب و همراه همیشگیام است. هر روز صبح که از خواب بیدار میشوم، آماده است تا با من به مدرسه بیاید.

اگر من به جای یک دانش آموز، یک پرستو بودم، چه دنیای شگفتانگیزی را تجربه میکردم! آن وقت میتوانستم با بالهای نازک و ظریفم در

خواهرم، گنجینه کوچک خانه ما وقتی به خانه میآیم، اولین چیزی که میبینم چشمان قشنگ و مشتاق خواهرم است. او مثل یک فرشته کوچک است

انشا در مورد انتخابات شورای دانشآموزی انتخابات شورای دانشآموزی یک رویداد مهم و زیبا در مدرسه است. در این روز، دانشآموزان این فرصت را پیدا

اگر من یک صندلی بودم، زندگی من شکل دیگری داشت. من در گوشهای از خانه، کلاس یا دفتر کار قرار میگرفتم و هر روز شاهد

در دل هر دانشآموزی، آتشی از هیجان و اشتیاق برای یادگیری روشن است. این شوق و علاقه، مانند چراغی پرفروغ، راه آینده را برای او

زندگی همیشه آسان و راحت نیست. همانطور که یک کشتی در دریا با موجهای بلند و طوفانهای سخت روبرو میشود، ما انسانها نیز در مسیر

در خانه ما همیشه شور و هیجان زیادی وجود دارد. این شلوغی نه به خاطر مهمانهای زیاد، بلکه به خاطر ما بچههاست. من در خانوادهای

در مدرسه ما، یک گوشهٔ قشنگ و پررونق وجود دارد به نام «بوفه». بوفه، مثل یک مغازهٔ کوچک و دوستداشتنی است که در ساعتهای تفریح،