انشا از زبان چرخ خیاطی

من یک چرخ خیاطی هستم. سالهاست که در گوشهای از خانه نشستهام و خاطرات زیادی را در دل دارم. صاحبم، مادری مهربان است که هر روز کنارم مینشیند و با کمک من، لباسهای زیبا میدوزد. وقتی پاهام را تکان میدهم و سوزنم به حرکت درمیآید، احساس غرور میکنم. من با دوختن هر قطعه پارچه، به […]
انشا تابستان خود را چگونه گذراندید

تابستان امسال را چطور گذراندید؟ من تعطیلات تابستانی خیلی خوبی داشتم. بیشتر روزها صبحها زود بیدار میشدم و با پدر و مادرم به پارک نزدیک خانهمان میرفتم. آنجا با دوستانم بازی میکردم و گاهی هم دوچرخهسواری میکردم. بعضی روزها هم به استخر میرفتم و شنا یاد میگرفتم. اوایل تابستان کمی از آب میترسیدم، اما حالا […]
انشا از زبان چوب لباسی

من یک چوب لباسی ساده هستم. شاید به نظر برسم که فقط یک تکه چوب خمیده بر روی یک پایه فلزی باشم، اما برای من، این پایان ماجرا نیست. من در زندگی خود هدفی دارم و آن، خدمت به شما انسانهاست. روز من با سکوت آغاز میشود؛ ایستاده در کمد تاریک و آرام. اما با […]
انشا از زبان چادر

در انشای امروز میخواهم از زبان چادری صحبت کنم که مالک یک دانشآموز است. من، یک چادر ساده، همیشه همراه دانشآموزم هستم و از او در برابر آفتاب، باد و باران مراقبت میکنم. برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب توصیف و انشا مورچهای که باری را میکشد را بخوانید. توصیه میشود به مطالعه مقاله توصیف […]
انشا در مورد کوچ عشایر به ییلاق

با پایان یافتن روزهای سرد زمستان و گرم شدن هوا، کوچ بزرگ عشایر آغاز میشود. عشایر که تمام فصل سرما را در مناطق گرمسیری یا قشلاق گذراندهاند، اکنون با caravans of animals and belongings خود را به سوی مناطق خنکتر ییلاقی به راه میاندازند. این سفر طولانی، کاری سخت و طاقتفرسا اما پر از خاطره […]
انشا در مورد صندلی شکسته

صندلی شکسته در گوشهٔ کلاس ما، یک صندلی شکسته وجود دارد. دیگر کسی روی آن نمینشیند. پایهاش لق شده و اگر کسی بخواهد روی آن بنشیند، صدا میدهد و ممکن است حتی بیفتد. اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در انشا از زبان یک دندان به صورت ذهنی پیدا کنید. معلممان گفته است که […]
انشا در مورد اگر خورشید بودم

اگر من به جای خورشید بودم، هر روز صبح با لبخندی طلایی از پشت کوهها سر بلند میکردم و به همهٔ جهان نور و گرمای خود را هدیه میدادم. من تمام سعیام را میکردم تا هیچ گوشهای از زمین تاریک نماند و هر گل و گیاهی با تابش من، جان بگیرد و رشد کند. اگر […]
انشا در مورد یارانه

امسال هم مثل سالهای قبل، دولت مقداری پول به عنوان یارانه به همه مردم میدهد. این پول کمک میکند تا زندگی برای همه، مخصوصاً کسانی که درآمد کمی دارند، کمی آسانتر شود. توصیه میشود به مطالعه مقاله انشا در مورد مدرسه رویایی من ادامه دهید. یارانه مثل یک کمک دوستانه از طرف دولت است. با […]
انشا در مورد جشن تکلیف

جشن تکلیف یکی از زیباترین روزهای زندگی من، روز جشن تکلیف بود. این جشن برای من یک شروع تازه و یک مسئولیت بزرگ بود. در دین ما، وقتی به سن مشخصی میرسیم، وظایفی بر عهدهمان قرار میگیرد. این جشن، همانطور که از نامش پیداست، جشن “تکلیف” و “مسئولیت” است. در این روز، با دوستانم که […]
انشا در مورد تربیت و ادب

تربیت و ادب، گنجی است که هر فردی در زندگی به آن نیاز دارد. این دو، مانند چراغی روشن در مسیر زندگی هستند و راه درست را به ما نشان میدهند. کسی که ادب داشته باشد، نه تنها در خانواده و میان دوستان، بلکه در همه جای جامعه محبوب میشود. ادب فقط گفتن “لطفا” و […]
