Category: انشا اماده

انشا از زبان پنکه

انشا از زبان پنکه

من یک پنکه قدیمی هستم که در گوشه ای از این کلاس مشغول کارم. شاید فکر کنید من فقط چند پره دارم و کارم چرخیدن

Read More »
انشا در مورد یک خاطره شیرین

انشا در مورد یک خاطره شیرین

یک روز زیبای پاییزی بود. برگ‌های زرد و نارنجی آرام از درختان جدا می‌شدند و روی زمین فرش رنگارنگی پهن می‌کردند. من، که آن روز

Read More »
انشا در مورد مشکلات زندگی

انشا در مورد مشکلات زندگی

گاهی اوقات زندگی با چالش‌ها و سختی‌هایی همراه می‌شود. این مشکلات شبیه به کوه‌های بلندی هستند که باید از آن‌ها بالا برویم. گاهی احساس خستگی

Read More »
انشا از زبان بخاری

انشا از زبان بخاری

در گوشهٔ کلاس ما، یک دوست قدیمی و باوفا ایستاده است. نامش بخاری است. او هر سال با شروع فصل سرما، به کلاس ما می‌آید

Read More »
انشا درباره خرید عید

انشا درباره خرید عید

خرید برای عید یکی از کارهای خوب و لذت بخش قبل از عید، خرید کردن است. من همیشه همراه خانواده‌ام برای خرید عید به بازار

Read More »